سرویس اقتصادی برنا: طی سال های اخیر در اکثریت قریب به اتفاق شاخصه های اقتصادی شاهد روندی نزولی و افولی بی سابقه بوده ایم. در دولت پیشین علیرغم درآمدهای خیر کننده نفتی که در تمامی طول تاریخ صد ساله کشف نفت در ایران بی سابقه بوده است، نرخ رشد اقتصادی منفی، تورم افسارگسیخته و سقوط بی سابقه پول ملی رقم خورد اما شاید بتوان مهم ترین ایراد وارده را مختص به ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری دانست. نکته ای که با توجه به جمعیت جوان و مستعد کشور خانواده های بسیاری را دریر خود کرده است. بر اساس آمار در دولت اصلاحات چیزی نزدیک به هشتصد هزار شغل سالیانه در کشور ایجاد شده و با توجه به رشد درآمد نفتی مسئولین دولت دهم وعده ایجاد اشتغال 2.5  میلیون نفری را دادند اما در کمال تعجب در انتهای عمر آن دولت مشخص شد که آمار ایجاد اشتغال مولد در کشور رقم 14 هزار نفر در سال بوده است. حال در دولت تازه این انتظار به حق ایجاد شده تا با برنامه های مدون و اتخاذ سیاست های منطقی اقتصادی یک بار دیکر کشور بر مدار درست و صحیح اقتصادی حرکت کرده و خیل عظیم بیکاران از حق بدیهی و مصرح خود در قانون اساسی که ایجاد شغل آبرومند برای آنان است، برخوردار شوند در همین رابطه با کمال اطهاریان کارشناس اقتصادی به گفت و گو نشستیم که در پی می خوانید.


 چه اقداماتی در سال های گذشته اقتصاد کشور را به سمت وضعیت نه چندان مطلوب فعلی کشاند؟

در دولت قبل بخش غیر مولد یا همان بخش رانتی، با این نظریه غلط که بخش مسکن، لوکوموتیو اقتصاد ایران است، سرمایه ها را به آن سو سوق داده و این بخش نامولد به صورت حبابی متورم شد و بخش های دیگر زیر فشار این بخش نامولد از کار افتادند. به عبارت دیگر اعتبارات بانکی بخش صنعت به سوی بخش مسکن سرازیر شد و این بخش مولد به نوعی فلج شد. در نتیجه در بخش صنایع به خصوص آن هایی که در صف گرفتن تسهیلات بودند، اعتبارات تخصیص پیدا نکرد و در سفرهای استانی برای جلب رای، بعد از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی به صورت بسیار علم گریزانه، درآمدهای نفتی صرف یک نوع عوام زدگی در مصارف بودجه ای شد.

 وابستگی به نفت چه تاثیری بر صنعت کشور می گذارد؟

تشدید وابستگی به درآمدهای نفتی باعث شد بخش مولد و صنایع از کار افتاده و واردات زیاد شود اما در مقابل هیچ برنامه سازنده ای برای مقابله با این معضل پیش بینی نشد. برای مثال در بخش جهاد کشاورزی و با توجه به خشکسالی در سالهای گذشته و شیوه آبیاری که به صورت سنتی انجام می شد و منجر به افزایش بهره برداری از منابع و آبهای زیرزمینی به طور نا مطلوب شد، صنعت کشاورزی به شکل نیمه فلج درآمد.

- این اقدامات در دولت قبل چه تاثیری برکاهش اشتغال زایی از 800هزار نفر در سال (در زمان دولت اصلاحات) به 14 هزار نفر در سال 91 شد؟

در چنین مجموعه ای بدیهی است که اشتغال زایی یک امر دور از واقعیت می شود و اینگونه بود که دولت کنونی با فاجعه بیکاری که از دولت گذشته به ارث رسیده مواجه شده است. از طرفی فشارهای خارجی باعث افزایش بخش های نامولد و رانتی در اقتصاد شده و در واقع مانع تحرک و توسعه اقتصادی شد.

 برنامه های این دولت برای مقابله با بی کاری را چگونه می بینید؟

از طرف دیگر دولت هم یک برنامه جامع برای مقابله با این معضل ارائه نکرده است و دلیل این کم کاری توسط دولت، از پا افتادن نهادهای برنامه ریزی و پژوهشی است. دلیل دیگر این معضل جایگاه دانشگاه ها در سطح کشور است. قاعدتا با ادامه ی این روند دولت نمی تواند برنامه جامع و مورد بحثی برای حل این معضل داشته باشد. امیدواریم که دولت با طرح یک برنامه جامع برای بخش مولد از افزایش بیکاری جلوگیری کند. این برنامه ی جامع عناصر روشنی در جهان دارد. متاسفانه هر وقت صحبت از این اصول می شود، می گویند این ها الگوهای خارجی است. اما همین الگوهای خارجی مثل برندها و ماشین های آنچنانی در خیابان های پایتخت و اقصی نقاط کشور مانور می دهند، ولی وقتی می گوییم بخش مولد اصولی دارد می گویند که خارجی است و توسعه پایدار واژه ای بیگانه است.

 برای مقابله با این معظل چه کاری می بایست صورت گیرد؟

شما بدون مشارکت نمی توانید اقتصاد را اداره کنید. دولت همین است که می بینید اگر دولت بخواهد همه چیز را اداره کند در نهایت همه چیز را بر باد می دهد برای اینکه منافع در قسمتی محدود اوج نخواهد گرفت. در اینجا صحبت از اقتصاد دانش بنیان است، اقتصاد دانش بنیان نیاز دارد که حقوق فکری در این جامعه و در اقتصاد به رسمیت شناخته شود که متاسفانه این رسمیت وجود ندارد.جلوگیری از زوند افزایش بیکاری نیازمند بخشایش های مالیاتی، پژوهش و توسعه در بخش های مولد است.در عوض این کارخانه های خودروسازی هستند که فقط منفعت کوچک خودشان را درنظر می گیرند و خودروهایی تولید می کنند که قیمتش چند برابر قیمت خارجی است، کیفیتش چند برابر کمتر از خودروهای خارجی است و متاسفانه همه یارانه ها نیز به آنجا سرازیر می شود. در مقابل فضاهایی که نیاز دارند که در آن صنایع دانش بنیان رشد کند,به هیچ وجه به آنها توجه نمی شود.

عده ای میگویند به خاطر رشد اقتصادی که در این دولت داریم شاهد کاهش بیکاری هستیم و برخی می گویند یک فرهنگ غلطی بین جوانان رشد کرده است که چون رشد اقتصادی داریم باید کار خوب داشته باشیم.به همین جهت با افزایش بیکاری مواجه هستیم.آیا این نظریه از دیدگاه شما درست است؟

من امیداورم که همچین اتفاقی بیافتد ولی آن فرهنگ رانتی که از پیش به وجود آمده و جوانان را هم تا مقداری آلوده کرده است. جوانان ما امروز به دنبال این هستند که هر چه سریعتر و هر چه زودتر به درآمدی برسند تا بتوانند در خیابان های شهر با یک ماشین بهتر ولباس های برند بگردند.
متاسفانه در کشور سیاست هایی که بتواند بخش مولد را به راه بیاندازد وجود ندارد و کسانی که دارای فرهنگ و پشتکاری بودند، یا دانش و تخصصشان می توانست این جامعه را جلو ببرد، همه اجبارا در دوره هایی کوچ کردند. در واقع بخش خلاق جامعه که می توانست در همه ی زمینه ها پیش روی را به جامعه عرضه کند یا سرکوب شد یا به کشورهای دیگر مهاجرت کرد. خوب به این ترتیب از یک سو من گمان نمی کنم که در موقعیت کنونی، ما بتوانیم اشتغالی را ایجاد کنیم که بخش خلاق جامعه را نگه دارد؛ چون زمینه اش آماده نیست. به طور مثال عنوان می شود که بخش صنایع ما دارای نقدینگی کافی نیست و این نقدینگی هم به وجود نمی آید، مگر اینکه در کوتاه مدت از پس اندازهای بین المللی استفاده کنیم به خصوص از پس انداز ایرانی های مقیم خارج که این هم به خاطر مقوله تحریم ها امکانپذیر نیست.

معیار بیکاری در دولت قبل افراد بالاتر از ده سال بوده است و در این دولت این معیار تغییر پیدا نکرد. نظر شما چیست؟

این هم نشان دهنده ی نبودن یک اراده دگرگونی ساختاری در اقتصاد ایران است. البته بخش عمده آن این است که این اراده اگر هم وجود داشته باشد پاسخی یک شبه ندارد چون همه نهادهایی که باید با یک برنامه سنجیده آن ها را عملی کند در دولت قبل منحل شده است.

با توجه به معضلاتی که گفته شد و اینکه اشتغال زایی مستمر و قوی نیازمند برنامه ریزی بلند مدت است، دولت در کوتاه مدت چه برنامه ریزی می تواند داشته باشد تا معضل بیکاری را برطرف کند؟

سازمان مدیریت و برنامه ریزی به تازگی احیا شده و ما هم نمی توانیم اندیشه معجزه گری داشته باشیم. امیدوارم این مجموعه بتواند به راه حل های مثبتی برسد و اگر از کارشناسان اقتصادی در ایران استفاده شود,می توان به پیدا کردن راه حل های کوتاه مدت امید داشت اما بهبود کوتاه مدت اقتصاد ایران وابسته به تنش زدایی در سیاست خارجی است.