سرویس سیاسی برنا: موضوع و نکته ای نیست که آنان بدون اظهار نظر و واکنش های آنچنانی از کنارش گذر کنند. از سیاست و دیپلماسی گرفته تا فرهنگ و هنر، از درگاه های اقتصادی تا معضلات اجتماعی و ... همه چیز از ابراز نظر و واکنش آنان مصون نیست. دلواپسانی که گویی علامه دهراند و مطلع از همه چیز و همه کس.

بی شک هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد و نمی پسندد که یک فرد با هر میزان از توانایی و آگاهی راجع به هر نکته و موضوعی خود را صاحب نظر دانسته و به اظهار فضل بپردازد اما ساکتان و مشایعت کنندگان دیروز این روزها بر خود لازم می دانند که پیرامون هر فعل و انفعالی به اظهار نظر پرداخته و دلواپسی خود را به رخ بکشند.

این فعالیت دو چندان و امعان نظر فراوان برای واکاوی هر فعل و انفعالی که در حوزه های مختلف و متکثر رخ می دهد و مو از ماست کشیدن ها، آیا می تواند اصالت و وزانت داشته یا ناشی از موارد دیگری است؟

به گواهی آمارهای مستند و متقن نهادهای ذیربط و نیز اذعان و تصریح تمامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم که برآیند نخبگان سیاسی از طیف های مختلف بودند، کشور در شرایط نا مطلوبی پس از هشت سال مدیریت دولت مهرورز قرار داشت و این نکته بر هیچ کس امر پوشیده ای نبود. دولتی که با نرخ رشد 6 درصدی، 60 میلیارد دلارذخیره ارزی، خودکفایی در تولید گندم، ایجاد اشتغال سالیانه 800 هزار نفری و ... (آمارهایی که به رغم خشکسالی، قیمت بسیار پایین نفت و کارشکنی های مختلف رقم خورده بود) کشور را تحویل گرفته و با درآمدهای افسانه ای و بی سابقه نفتی کشورا را با رشد منفی اقتصادی 5.8 درصدی، صندوق خالی ارزی، بزرگترین وارد کننده گندم و ایجاد اشتغال 14 هزار نفری و انزوای بین المللی و سقوط پول ملی و آشفتگی و رکود اقتصادی تحویل داد و در این میان دلواپسان امروز در قبال تمامی این موارد سکوت پیشه کرد و جز حمایت از دولت قبل کلامی بر زبان نیاوردند.

با تمامی این اوصاف آیا مردم حق ندارند به صداقت و اصالت دلواپسی دلواپسان شک کرده و از خود بپرسند که چه شد و چگونه شد که موافقان دیروز به یکباره هنوز دولت تازه بر مسند امور مسلط نشده، دلواپسی آغاز کرده و در مقام مطالبه گر و صاحب نظر در تمامی امور، هجمه و حمله به دولت برخواسته از خاستگاه سیاسی متفاوت را در دستور کار قرار دادند؟!

مردم حق ندارند بپرسند که چگونه یک دلواپس از انرژی هسته ای و مذاکرات دیپلماتیک تا محصولات فرهنگی و هنری با آن دایره شمول فراخناک و گسترده صاحب نظر است و بر خود واجب می داند که به اظهار نظر پرداخته و از وزیر ارشاد تا وزیر خارجه را به باد انتقاد و تخطئه بگیرد؟.

بدون شک هیچ ناظر منصفی نمی تواند این رفتارورزی های نا متوازن را پذیرفته و بر آن مهر صحت بزند و با این وصف باید پرسید چرا و چگونه این افراد اجازه دخالت های ناروا و نامنصفانه آنهم در همه حوزه ها را به خود می دهند. پاسخ البته سهل و آسان است. ماهیت و بقای این طیف در گرو جنجال افکنی و ایجاد اصطکاک و تنش است چرا که به هنگامه ای که همه چیز بر مدار منطقی و مثبت قرار داشته باشد طیف ها و افرادی می توانند خود را عرضه کرده و مورد استقبال قرار گیرند که حرفی برای گفتن و منطقی برای ارائه داشته باشند و تجربه نشان داده که این طیف و دسته در مقام نفی ای و سلبی منتقدان با صلابت و مقتدری هستند اما به هنگامه ای که سخن از کارایی و کارکرد به میان می آید همانگونه که در دوران هشت ساله دولت آنان شاهد بودیم چیزی برای عرضه نداشته و عملکردهایشان قابل دفاع نیست.

اینجاست که آنان برای باقی مانی در فضای سیاسی و رقابت با حریف چاره ای ندارند جز آنکه فضا را مشوش کرده و در چارچوب حمله و هجمه به رقبای سیاسی برای خود جلوه ای ابتیاع کرده و هویتی دست و پا کنند. در این میان نکته آنجاست که انتظار اصلاح این رویکردها و پی گیری خط مشی های سازنده از سوی این طیف سیاسی انتظار عبثی است چرا که آنان همانگونه که اشاره رفت هویت سیاسی خود را مبنای تخریب و حمله به رقیب و جنجال افکنی استوار کرده اند و در این میان راهکار مقابله با این اقدامات ایذایی آگاهی بخشی عمومی و روشنگری رسانه ای بوده و از طرف دیگر دولت به نمایندگی از ملت و وظیفه صیانت از حقوق مردم که بر عهده دارد، باید در برابر قانون شکنی ها و اقدامات خلاف عرف و اخلاق این افراد ایستاده و با ملاحظه کاری و انفعال ناموزون آنان را جری تر از قبل نکند. تجربه نشان داده سکوت و انفعال در برابر زیاده خواهی ها و تندروی ها نتایج خوشایندی نداشته و کلیت جامعه را با آسیب و خسران روبرو کرده و باید دید دولت روحانی با توجه به تجربیات قبلی چه راهکارهایی برای مهار این دستجات بحران آفرین در پیش خواهد گرفت به خصوص که با نزدیکی به مراحل حساس و نهایی مذاکرات هسته ای و انتخابات مجلس این طیف ها که می دانند موفقیت دولت به معنای انزوای سیاسی دو چندان آنان است، بیکار نخواهند نشست.