به گزارش سرویس باشگاه جوانی برنا،اسماعیل احمدی،سرپرست سازمان بسیج رسانه و مدیر روابط عمومی ریاست سازمان بسیج مستضعفین در گزارشی با نام «خورشید به استقبال خورشید آمد» حاشیه‌ای از دیدار 6 آذر بسیجیان با رهبر فرزانه انقلاب نوشت:

عنایت پدرانه پیر و مراد بسیجیان قبل از اذان مغرب آن روز آخرین تیر معشوق بود بر قلب واله و شیدای عاشقان، برای آنكه مجنون فدایی لیلای خویش گردند و اینگونه بود كه نامه حاوی قلم عرشی حضرت عشق به سازمان بسیج مستضعفین ارسال گردید كه فرموده بودند:«برنامه خیلی خوب بود. برنامه ابتكاری بود». و آنانكه تجربه ای اندک دارند به شایستگی تمام می‌دانند معنای این هفت واژه را؛ كه خیلی ها هفت خوان عاشقی را طی كردند اما نصیبی از یک واژه هم نبردند.

چله نشینی سازمان بسیج
40 روز قبل، قرار شد دیداری باشد با ولی امر. دیداری متفاوت با تمام نهادها و دستگاه ها. این قشر، بی مزد و منّت در تمام صحنه ها حضور دارد حضوری موفق و جریان ساز. ببخشید این قشر یعنی تمام اقشار جامعه. همین امر، سختی را مضاعف می نمود برای معرفی دستاوردها و تلاش های این لشگر مخلص خدا. و باید طرحی نو در انداخته می شد؛ چون بازدید كننده نایب المعصوم بود و رضایت او رضایت الهی را در برداشت... برگه ای مقابل دیدگانم خودنمایی كرد «سناریوی نمایش میدانی پایگاه بسیج در ابعاد همه جانبه» به نویسندگی: محمد رضا نقدی. این بار فرمانده بسیجیان، گزارش آمار و ارقامی را كه همواره بسیجیان از آن پرهیز می كنند، كنار گذاشته و نمایش میدانی را قلمرانی و حتی كارگردانی نمود، مقدمات كار طی شد و 700 بسیجی عاشق، 30 روز، تعطیل و غیر تعطیل، زیر برف و باران و سرما به عشق ولایت آمدند برای آنكه لبخند رضایت آقا را در سی و دومین بهار رشد این شجره طیبه شاهد باشند ...

سه روز قبل
اساتید، پزشكان، مهندسان، مداحان، ورزشكاران، اصناف، دانشجویان، معلمان، دانش آموزان، روحانیون، هنرمندان و برای اولین بار بسیجیان رسانه، همه با تابلوی مخصوص و لباس ویژه آن قشر آمده بودند. در این بین عبای مقدس مداحان وقار خاصّی به روضه خوانان ارباب بخشیده بود و روپوش سفید پزشكان نیز كه همواره در محیط درمانی دیده می شود، این بار همرنگ برف های سفید آسمان خود نمایی می كرد. برای اولین و آخرین تمرین، دو ساعتی به صف ایستاده و به شكوه تمام، هریك شعاری ویژه قشر خود را فریاد زدند. میدان آماده بود، جملات درخشانی از وعده های تحقق یافته امام راحل در بیداری اسلامی و پیش بینی های الهی امام حاضر در قیام محرومین اروپا و آمریكا ... اما سوز هوا تردید ها را پر رنگ كرده بود و توجیه كافی برای لغو برنامه دیدار. البته فرماندهان بسیج كه فرزندان بسیجی شان را خوب می شناختند كماكان محكم و استوار در پی اتصال عاشق و معشوق بودند .

دو ساعت قبل
همه آمده بودند اما متفاوت، برجسته ترین اساتید، ارشد ترین درجات نظامی در صف پیشكسوتان، حاذق ترین پزشكان، شهیرترین مهندسان، خالص ترین مداحان، عالم ترین روحانیان و عالی ترین و برترین های هر قشر آمدند اما نه برای نشستن در جایگاه مسئولین و مدعوین بلكه در صفوف اول گروهان قشرشان، به نماد «سربازی ولایت» ایستادند تا بگویند «هركه باشیم و هر مقامی هم داشته باشیم اما در مقابل مقام رفیع و منیع امام خویش تمام قد سربازی می كنیم»، یك روز با سلاح و جامه رزم و امروز در كسوت استادی یا جامه پزشكی با سلاح قلم و هنر و ....

- آری همه آمده بودند. ترک و كرد و لر و بلوچ و گیلكی و مازنی و عرب و بختیاری، تمام اقوام عشایر دوشادوش یكدیگر نماد وحدت بودند و سمبل غیرت و شجاعت .

- گویا مسوولان برنامه، ترازویی گذاشته بودند تا نكند كفّه برادران سنگین تر گردد. چراكه خواهران نیز همچون صحنه واقعیت كه در پایگاه های محلات و اقشار حضوری چشمگیر دارند، این بار نیز در صحنه میدان با تمام قوا در انتظار امام امت بودند .

- گردان های رزمی و آبی- خاكی و هوابرد و غواص و موتور سوار هم مانند همیشه آماده جانفشانی بودند ...

گروهان به گروهان ایستادند اما در سرمای 4 درجه زیر صفر و زیر بارش برف. بازهم تردید هایی بود كه آیا آرزوی دیدار یار و وصل دلدار محقق خواهد شد؟ !

همان ساعت 
10 صبح، بارش برف بی امان است. درحالت عادی دقیقه ای ایستادن هم طبیعی به نظر نمی رسد اما ... آقا وارد میدان شدند.

این ورودِ ماهِ آسمانی ولایت را معدودی مشاهده كردند اما خیل عظیم بسیجیان روح الله، با تابش ناگهانی و تمام قد خورشید در آسمان، آن هم توام با بارش برف كه در آن لحظه بسان معجزه ای خودنمایی كرد؛ متوجه حضور خورشید ولایت گردیدند،

آری « خورشید آسمان به احترام خورشید ولایت، تابیدن گرفت ».

حاج علی فضلی بار دیگر دل بسیجیان را شاد كرد و پس از سالها حماسه آفرینی در قلاویزان، شلمچه و مجنون ؛ این بار «ستاد سازمان بسیج» را فرماندهی كرد و چقدر متفاوت به صحنه آمد. همگان چشم انتظار شمشیر فرمانده میدان بودند كه سلاح ایست و بازرسی و عملیات های سربازان بسیجی امام در دستان حاج علی جا خوش كرده بود. راستش كلاشینكف هم نیت كرده بود حقانیت خود را 22 سال پس از دوران جنگ، بار دیگر ثابت كند. مولا هم «سان» خود را آغاز كرد، باز هم گام های استوار، قامت رعنا، دستان كشیده، وجه نورانی ماه و حتی، عصای موسایی، انگشتر علوی و عبای محمدی (ص) مولا بود كه هر گامش افتخاری بود برای آزاد اندیشان و هر بار كه ید ولی بالا می رفت، تیغی بود بر حنجر شیطانی دگر اندیشان و پایین كه می آمد عصای حضرتش تیری بود بر قلب كریه و تیره بیگانگان. با هر تكان چشمی، حاجتی روا می شد و با هر بادی كه بر گوشه عبایش متبرك می شد گذر آن باد به هر بسیجی توانی مضاعف می بخشید .

و بازهم دیدار آسمانی جانباز انقلاب با جانبازان بسیجی، اشک ها را از ابصار دیدگانِ همگان، چون سیل روانه بازار عاشقی نمود و خوشا به سعادت آنان كه سرعت چرخ های ویلچرهایشان از دست و پای ما شتابان تر عمل كرد و آنقدر متبرك شدند كه حسادت پاك ما، باران اشكی شد در برابر برف های نازل از آسمان. خوشا بر شهیدان زنده كه محبوب معشوقند و بس .

ابتكار در ابتكار
بسیجیان ولایت باز هم در امر مولا مبنی بر «كارهای نو و ابتكار در برنامه ها» پیشتاز اطاعت از امام خویش گردیده و آنقدر ابتكار آفریدند كه مولا در هر مرحله از برنامه ابتكارات را اشاره و نظم را در اوج سختی های كار تقدیر می كردند :

- هرگروهان با شعاری ویژه خویش به استقبال آمد (بسیج رسانه: بسیجی خون نگار- نماد حق و ایثار )

- هر قشر با تابلویی ویژه در قالب یک گروهان 81 نفره

- 66 گروهان حاضر در میدان از تمام 31 استان كشور و از تمام قومیت ها و خرده فرهنگ ها و اقشار

- نمایش میدانی برای معرفی فعالیت های علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، سازندگی، ورزشی و هنری بسیج به جای رژه های معمول

- اهداء مدال جهانی تكواندو كاران در مسابقات بین المللی كره جنوبی از سوی ملی پوشان تكواندوی ایران اسلامی

- نصب بازو بند پهلوان پهلوانان « آرش مردانی» از سوی امام المسلمین بر بازوهای سترگ آن ورزشكار بسیجی و تقدیر از 10 نفر دیگر از

اسوه های بسیجی در عرصه های گوناگون .

- و ....

همه از ابتكاراتی بود كه ولی امرمان در پایان مراسم با لبخند آسمانی و رضایت خاطر نازنین شان از خادمان بسیج تشكر و قدردانی كرده و خشنودی خویش را اعلام نمودند .

وآخر: پنج ساعت پس از مراسم
درحالیكه طبق روال اینگونه مراسم ها؛ چشم انتظار نظر و مرقومه شریف فرمانده معظم كلّ قوا بودیم تا حداقل چند هفته ای پس از مراسم به مسوولان امر ابلاغ گردد اما در كنار سایر معجزاتی كه در آن روز بر همگان ثابت گردید، عنایت پدرانه پیر و مراد بسیجیان قبل از اذان مغرب آن روز آخرین تیر معشوق بود بر قلب واله و شیدای عاشقان، برای آنكه مجنون فدایی لیلای خویش گردند و اینگونه بود كه نامه حاوی قلم عرشی حضرت عشق به سازمان بسیج مستضعفین ارسال گردید كه فرموده بودند:«برنامه خیلی خوب بود. برنامه ابتكاری بود». و آنانكه تجربه ای اندک دارند به شایستگی تمام می‌دانند معنای این هفت واژه را؛ كه خیلی ها هفت خوان عاشقی را طی كردند اما نصیبی از یک واژه هم نبردند. اما بسیجیان سرافراز كه فاتح هفت شهر عشق در ركاب همت، باقری، متوسلیان، باكری، زین الدین، بابایی و تهرانی مقدم بودند؛ این واژگان برگ زرینی گردید بر سر در مدرسه عشق و 6 آذر 1390 نقطه عطفی گردید در تاریخ بسیج و سكوی پرتابی شد برای پرواز شاهدان و شهیدان گمنام؛ و عجب میقاتی شد برای پابرهنگانی كه امروز در مصر، تونس، لیبی، بحرین، یمن و نیز در اروپا و آمریكا كه برای تحقق حكومت جهانی عدالت حقیقی به دادخواهی مظلومان عالم قیام كرده اند و یقیناً این امر شدنی است.البته به دستان پرقدرت «بسیجیان جهان اسلام» (انشاء الله)