باشگاه جوانی برنا/اشکان حشمت زاده از برگزیدگان جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی متولد سال 1361 و دارای مدرک دکتری حرفه ای پزشکی است. او آرزویی بزرگ در سر دارد؛ گرفتن جایزه نوبل.

برای گرفتن مدرک دکتری حرفه ای زیادی جوان نیستی؟

نه. در حقیقت اگر فردی در سن 19 سالگی وارد دانشگاه شود و 7 سال درس بخواند، در 26 سالگی درس او تمام می شود. مسأله عجیبی نیست.

دلیل برگزیده شدن‌ات در جشنواره چه بود؟
طرح پژوهشی‌ام نوآورانه بود و در روزنامه ای خارجی چاپ شد، به همین دلیل در این جشنواره نیز برگزیده شدم.
 
از چه وقت شروع به تحقیق و مقاله نویسی کردی؟
تقریبا از اواسط دوران دانشجویی شروع به نوشتن و تحقیق کردم. تقریبا سال چهارم دانشگاه بودم که اولین مقاله‌ام چاپ شد. در مدت 5 سال 26 مقاله خارجی را ارائه دادم.

اولین مقاله ای که نوشتی درباره چه بود؟
مقاله ای در زمینه پاتولوژی و جراحی بود که با یکی از دوستان نوشتم. بررسی هایی بر روی سرطان سینه انجام دادم. این مقاله در مجله ای ایرانی به زبان انگلیسی چاپ شد.

در کجا مشغول به کار هستی؟
در مرکز تحقیقات گوش و حلق و بینی حضرت رسول (ص) و چند مرکز تحقیقاتی دیگر کار می کنم، اما بیشتر برای امتحان تخصصی در حال درس خواندن هستم. چون قصدم ادامه تحصیل است.
 
سقف آرزوهای اشکان حشمت زاده؟

دوست دارم جایزه نوبل را بگیرم.

گرفتن جایزه نوبل زیاد دور از ذهن نیست؟
نه، به نظرم اصلا زیاد نیست. معتقدم انسان هر چیزی را که بخواهد به دست می آورد. پروفسور رنجبر، رییس بزرگ‌ترین بیمارستان قلب فرانسه در ملاقاتی که داشتیم به من گفت: "اشکان هر کاری که بخواهی می شود." هر مقدار که سقف آرزوی آدم بالاتر باشد، انسان به جای بالاتری می رسد. شاید نتوانم نوبل را بگیرم، ولی حداقل جایگاه پایین‌تر آن را کسب می کنم.
 
چقدر سختی کشیدی برای رسیدن به این رتبه؟ معمولا می گویند دکترها افراد درس خوانی هستند؟
باید تحقیق را از درس خواندن پزشکی جدا کرد. حوزه تحقیقات به کار کردن، مطالعه و ذهن خلاق احتیاج دارد. ولی در کل برای علم پزشکی باید زحمت زیادی کشید.
 
خانواده‌ات در همایش تجلیل از برگزیدگان رازی حضور داشتند؟
بله؛ از عواملی که باعث شد در جشنواره رازی شرکت کنم مادرم بود. یکی از آرزوهایم این است که همیشه آنها را خوشحال کنم. تا شاید زحمت هایی که برایم کشیدند را کمی، جبران کنم.

خاطره بدی از دوران تحصیل داری؟

ترم دوم یکی از درس ها را افتادم (با خنده). البته خاطره بدتری هم دارم. وقتی دانشگاه قبول شدم و به تهران آمدم، خوابگاهی به من دادند که وضعیت بسیار بدی داشت. واقعا مکان نامناسبی بود. این مسأله خاطره بسیار بدی برایم به یادگار گذاشت.

دوست داری استاد دانشگاه شوی؟

بله؛ دوست دارم چیزهایی را که بلدم به دیگران هم انتقال بدهم.
 
تا حالا کسی به تو گفته برای دکتر شدن خیلی جوانی؟
بله مخصوصا تا 2 سال پیش که چهره ام بچه‌تر بود، باور نمی کردند پزشک باشم. معمولا مردم انتظار دارند که پزشک فردی 40 ساله و جا افتاده باشد.

در امتحانات دانشگاه تقلب هم کردی؟
راستش را بخواهید بله (باخنده). ترم های اول دانشگاه چون در جو دوران مدرسه بودم این کار را می کردم، ولی بعد دیگر برایم جالب نبود.
 
چندمین سالی بود که در جشنواره شرکت می کردی؟
این اولین‌بار بود که برگزیده می شدم. قانون جشنواره به این صورت است که اگر فرد یک سال برگزیده شد، دیگر تا پنج سال حق شرکت در جشنواره را ندارد تا جا برای دیگران نیز باز باشد.

جایزه خود را از چه کسی گرفتی؟
از دست خود آقای احمدی نژاد گرفتم. من از او تشکر کردم و رییس جمهور نیز به من گفت: بارک الله.

حضور رییس جمهور در روحیه تو تأثیری داشت؟
وقتی بالاترین مسوول اجرایی کشور در همایش شرکت می کند، مطمئنا قوت قلبی برای برگزیدگان است. این حمایت ها برای من و کسانی که در ابتدای راه هستند، اعتماد به نفس ایجاد می کند.

در کار خود مشکل، یا کمبودی احساس می کنی؟
متأسفانه دانشگاه‌ها در چند سال گذشته اصلا از پژوهش حمایت نمی کردند، ولی الان کمی بهتر شده و این روند تغییر کرده و حتی به ازای مقالات نوشته شده، کمک های مالی صورت می گیرد. این موارد خوب است. ولی بودجه های تحقیقاتی دیر به دست پژوهشگران می رسد و راه‌های اداری پیچیده‌ای را طی خواهد کرد، به همین دلیل خیلی از کارها با هزینه شخصی انجام می شود.



***