به گزارش سرویس قاب نقره برنا، با این که مجموع سرگذشت حضرت ایوب(ع) تنها در آیات 41ـ44 سوره «ص» آمده، اما همین مقدار که قرآن بیان داشته الهام بخش حقایق مهمى است که حضرت آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه، جلد 19، صفحه 320 درباره آن گفته‌اند:

الف: آزمون الهى آن‌قدر وسیع و گسترده است که حتى انبیاء بزرگ با شدیدترین و سخت‌ترین آزمایشها آزموده مى‌شوند، چرا که طبیعت زندگى این جهان، بر این اساس گذارده شده، و اصولاً بدون آزمایش‌هاى سخت، استعدادهاى نهفته انسان ها شکوفا نمى‌شود.

ب:
«فرج بعد از شدت» نکته دیگرى است که در این ماجرا نهفته است، هنگامى که امواج حوادث و بلا از هر سو انسان را در فشار قرار مى دهد، نه تنها نباید مأیوس و نومید گشت، بلکه باید آن را نشانه و مقدمه اى بر گشوده شدن درهاى رحمت الهى دانست، چنان که امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: «هنگامى که سختى ها به اوج خود مى رسد فرج نزدیک است، و هنگامى که حلقه هاى بلا تنگ تر مى شود، راحتى و آسودگى فرا مى رسد».

ج: از این ماجرا به خوبى بعضى از فلسفه‌هاى بلاها و حوادث سخت زندگى روشن مى‌شود، و به آنها که وجود آفات و بلاها را ماده نقضى بر ضد «برهان نظم» در بحث توحید مى‌شمرند، پاسخ مى‌دهد، که وجود این حوادث سخت، گاه در زندگى انسان ها از پیامبران بزرگ خدا گرفته، تا افراد عادى، یک ضرورت است، ضرورت امتحان و آزمایش و شکوفا شدن استعدادهاى نهفته، و بالاخره، تکامل وجود انسان.

لذا در بعضى از روایات اسلامى از امام صادق(ع) آمده است: «بیش از همه مردم، پیامبران الهى گرفتار حوادث سخت مى‌شوند، سپس، کسانى که پشت سر آنها قرار دارند به تناسب شخصیت و مقامشان».

و نیز از همان امام بزرگوار(ع) نقل شده که فرمود: «در بهشت مقامى هست که هیچ کس به آن نمى‌رسد، مگر در پرتو ابتلائات و گرفتارى‌هائى که پیدا مى‌کند».

د: این ماجرا درس شکیبائى به همه مؤمنان راستین، در تمام طول زندگى مى‌دهد، همان صبر و شکیبائى که سرانجامش پیروزى در تمام زمینه هاست، و نتیجه اش داشتن «مقام محمود» و «منزلت والا» در پیشگاه پروردگار است.

هـ : آزمونى که براى یک انسان پیش مى‌آید، در عین حال آزمونى است براى دوستان و اطرافیان او، تا میزان صداقت و دوستى آنها، به محک زده شود که تا چه حد وفادارند، ایوب(علیه السلام)، هنگامى که اموال، ثروت و سلامت خود را از دست داد، دوستانش نیز خسته و پراکنده شدند، و دوستان و دشمنان زبان به شماتت و ملامت گشودند، و بهتر از هر زمان، خود را نشان دادند، و دیدیم که رنج ایوب(علیه السلام) از زبان آنها بیش از هر رنج دیگر بود؛ چرا که طبق مثل معروف، «زخم هاى نیزه و شمشیر التیام مى یابد، ولى زخمى که زبان بر دل مى زند التیام پذیر نیست».

و: دوستان خدا کسانى نیستند که تنها به هنگام روى آوردن نعمت، به یاد او باشند، دوستان واقعى کسانى هستند که در «سراء» و «ضراء» در بلا و نعمت، در بیمارى و عافیت، و در فقر و غنا، به یاد او باشند، و دگرگونى هاى زندگى مادى، ایمان و افکار آنها را دگرگون نسازد.

امیرمؤمنان على(ع) در آن «خطبه غرا» و پرشورى که در اوصاف پرهیزگاران براى دوست باصفایش «همّام» بیان کرد، و بیش از یکصد صفت را براى متقین برشمرد، یکى از اوصاف مهمشان را این مى شمرد: «روح آنها به هنگام بلا همانند حالت آسایش و آرامش است».

ز: این ماجرا بار دیگر این حقیقت را تأکید مى کند: نه از دست رفتن امکانات مادى و روى آوردن مصائب و مشکلات و فقر، دلیل بر بى‌لطفى خداوند نسبت به انسان است، و نه داشتن امکانات مادى دلیل بر دورى از ساحت قرب پروردگار، بلکه انسان مى‌تواند با داشتن همه این امکانات بنده خاص او باشد، مشروط بر این که اسیر مال و مقام و فرزند نگردد، و با از دست دادن آن، زمام صبر از دست ندهد.