به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، اسلام چندهمسرى را تجویز كرده و به مرد اجازه می‌دهد كه در شرایط خاص بیش از یك زن دائم، حداكثر چهار زن بگیرد.

قبل از اسلام، چندهمسرى مرسوم بود و اسلام آنرا نسخ نكرد، بلكه در صدد اصلاح آن برآمد و شرایطى برایش قرار داد. به حداكثر چهار نفر محدود ساخت، ولى اصل تجویز چندهمسرى را تنفیذ كرد.

اسلام در تشریع این حكم نخواسته تا از مردان جانبدارى كند و آنان را در تشكیل حرم‌سراها و افراط در شهوترانى و عیّاشى تشویق نماید، یا حقوق بانوان را نادیده بگیرد و به آنان ستم روا دارد. بلكه برعكس، هدف اسلام دفاع از یكى از حقوق طبیعى بانوان، یعنى حق تأهل و تشكیل خانواده و تولید و پرورش فرزندان مشروع است.

البته در برخى موارد هم دفاع از حقوق مردان منظور بوده است. بنابراین، تجویز چندهمسرى، با رعایت شرایط مقرّر، ضرورت اجتماعى و به صلاح واقعى بانوان و مردان است. در توضیح مطلب به دو مقدمه اشاره می‌شود که حضرت آیت الله ابراهیم امینی آن را در کتاب "آشنایی با وظایف و حقوق زن" شرح داده‌اند که در ادامه آن را می‌خوانید:

مقدمه اول: با اینكه موالید دختر، بیش از پسر نیست، آمار نشان می‌دهد كه اغلب، تعداد زنان آماده و نیازمند ازدواج از مردان بیشتر است. این تفاوت دو علت دارد:

اول اینكه، تلفات مردان، به ویژه پسران جوان، بیشتر از زنان و دختران است. اگر به آمار مرگهایى كه در اثر حوادث از قبیل جنگ، سقوط و زیر آوار ماندن، غرق شدن، تلفات كارگران در معادن و كارخانه‌ها، تصادفات رانندگى و جز اینها مراجعه كنید به این امر پى می‌برید. در اثر این قبیل حوادث ـ كه تلفات آنها هم زیاد است ـ تعادل بین زنان و مردان به هم می‌خورد و تعداد زنان بر مردان فزونى می‌یابد. براى تصدیق مطلب، آمار تلفات نیروهاى انسانى در جنگهاى اخیر كافى است، مانند عراق و ایران، آمریكا و عراق، افغانستان و شوروى و جنگهاى داخلى خودشان، صربها و بوسنیایىها و دیگر جنگها و تجاوزهایى كه همواره در نقاط مختلف جهان جریان داشته و دارد.تلفات نیروى انسانى این جنگها بسیار زیاد و وحشتناك است و اكثر كشته شدگان مردان و جوانانى هستند كه یا اصلاً ازدواج نكرده یا تازه ازدواج كرده بودند. اكنون حساب كنید كه در اثر همین جنگها چقدر بر تعداد بانوان افزوده و از تعداد مردان كاسته می‌شود؟

دوم اینكه، برخى دانشمندان مدعىاند كه مقاومت جنس زن در برابر بیمارىها بیشتر از جنس مرد است. بررسى آمار مرگ و میر كودكان، نوجوانان و جوانان نیز نظر آنان را تأیید می‌كند. حد متوسط عمر زن بیش از مرد است. آمار نشان می‌دهد كه زنان بیوه بیش از مردان زنمرده هستند.

بنابراین، تعداد زنان بیوهاى كه نیاز به ازدواج دارند، بیش از تعداد مردان مجردى است كه نیاز به ازدواج دارند و خواستار آن هستند. همه ما شاهد زنان بیوه فراوانى هستیم كه میل دارند با مرد دلخواهى ازدواج كنند، ولى امكان آن برایشان فراهم نیست. از سوى دیگر، مردان مجرد چندانى را سراغ نداریم كه به ازدواج مایل باشند، اما زنى را نیابند كه آماده ازدواج باشد.

مقدمه دوم: یكى از حقوق طبیعى انسان حق تأهل و تشكیل خانواده است؛ چنانكه بشر حق كاركردن، مسكن، بهداشت، غذا و لباس دارد، حق تأهل نیز دارد. هر انسانى اعم از زن و مرد، حق دارد كه ازدواج كند و از آرامش و انس خانوادگى و تولید و پرورش فرزندان مشروع و قانونى بهرهمند گردد. زن نیز چون انسان است، حق چنین چیزى را دارد. بنابراین، قوانین اجتماعى باید طورى تنظیم شود كه استفاده از حقوق طبیعى براى همه افراد امكانپذیر باشد.

كوتاه سخن اینكه، در هر اجتماع از یك سو، تعداد فراوانى زن بیوه وجود دارد كه نیاز به ازدواج دارند و خواهان آن هستند و چنانچه ازدواج نكنند امكان دارد به انحراف و فساد كشیده شوند. از طرف دیگر، تعداد مردان مجرد به مقدارى نیست كه حاضر باشند با این بیوگان ازدواج نمایند، زیرا آنان بیشتر ترجیح می‌دهند كه با دختران باكره ازدواج كنند و به مقدار كافى هم وجود دارد. پس تكلیف بیوگان نیازمند به ازدواج و راه حل چیست؟ یا باید بىبندوبارى و فساد و آزادىهاى جنسى و آثار سوء آنرا تجویز كنیم؛ چنانكه غرب آنرا پذیرفته است و یا چندهمسرى و تعدد زوجات را تجویز نماییم؛ چنانكه اسلام آنرا پذیرفته است.

اسلام براى حل این مشكل و به نفع بانوان بیوهاى كه نیاز به ازدواج و تشكیل خانواده دارند و براى جلوگیرى از مفاسد اجتماعى و انحرافات جنسى، چندهمسرى را تجویز كرده است.

یكى از موارد دیگرى كه سبب تجویز چندهمسرى می‌شود، عقیم یا بیمار بودن همسر مرد است. در صورتى كه زن به كلى عقیم باشد، یا در اثر بیمارى غیرقابل علاجى، بچه‌دار شدن یا حمل مجدد برایش زیان داشته باشد و مرد احساس نیاز به فرزند كند، عقل و وجدان به مرد حق می‌دهد كه ازدواج مجدد كند.

همچنین در صورتى كه زن بیمار است و نمی‌تواند نیاز جنسى شوهرش را برآورده سازد، تجدید ازدواج براى مرد یك نیاز محسوب می‌شود.

براى حل این مشكل یا باید همسر اولش را طلاق دهد، یا با وجود او همسر دومى برگزیند و انتخاب فرض دوم، به نفع بانوان است.

گفتنى است با توجه به اینكه مهمترین فایده ازدواج، انس و آرامش و مودت خانوادگى است، تك همسرى بر چندهمسرى ترجیح دارد. اسلام نیز مردان را تشویق نمی‌كند كه صرفاً براى شهوترانى ازدواج مجدد نمایند و انس و آرامش خانوادگى را فداى چند دقیقه لذتجویى كنند. اگر اسلام ازدواج مجدّد را تجویز كرده، در اثر یك ضرورت اجتماعى و براى حمایت از حقوق بانوان بیوه و نیازمند به شوهر بوده است.

اوضاع و شرایط زمان، مكان، جوامع، موقعیت و امكانات افراد در این جهت تفاوت دارد. چنانچه از جهت فردى و اجتماعى ضرورتى وجود نداشت، تك همسرى بر چندهمسرى ترجیح دارد و در صورتى كه چندهمسرى در اجتماعى ضرورت داشت یا براى شخص یا اشخاصى خاص لازم بود، زن و مرد باید در تأمین این نیاز همكارى نمایند. مردى كه براى این منظور قصد ازدواج مجدد دارد باید امكانات مالى و جسمانى خود را رعایت كند و اگر امكان اداره دو خانواده را ندارد از آن صرفنظر كند. بعد از آن، موضوع را با همسرش در میان بگذارد و ضرورت ازدواج مجدّد را برایش به اثبات برساند و او را به رعایت عدل و انصاف و تساوى بین زوجین مطمئن سازد و به هر طریق ممكن رضایت او را جلب كند.

همسر چنین مردى نیز وظیفه دارد براى تأمین ضرورت فردى یا اجتماعى، گذشت و فداكارى كند؛ احساسات و عواطف تند را كنار بگذارد، مشكلات و نیازهاى شخص شوهر یا بانوان بیوه دیگر را نیز منظور بدارد و بالاتر از همه رضاى خدا را در نظر بگیرد و با خواسته مشروع شوهرش موافقت كند. اگر ازدواج مجدّد با تفاهم زن و شوهر انجام بگیرد چندان مشكلى ندارد.

شرایط چندهمسرى
اسلام چندهمسرى را تجویز كرده، اما براى آن، شرایطى را مقرر داشته كه رعایت آنها در عمل بسیار دشوار است:
1- امكانات مالى براى تأمین كلیه هزینههاى دو خانواده؛
2- قدرت جسمانى براى تأمین نیازهاى جنسى دو همسر؛
3- اطمینان از رعایت كامل عدل و انصاف در بین دو خانواده از همه جهات، بدون هیچگونه تبعیض.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «آنچه می‌خواهید ازدواج كنید، دو یا سه یا چهار. اما اگر می‌ترسید كه با عدالت رفتار نكنید، یك زن بیشتر نگیرید».(1)

در این آیه، تجویز ازدواج مجدد را مشروط به عدم خوف از ترك انصاف و عدالت نموده كه در عمل دشوار است.

مردى كه بیش از یك همسر دارد موظف است، در مقدار، نوع و كیفیت نفقه، مضاجعت، تمتعهاى جنسى و حتى در برخوردهاى اخلاقى، بین آنان، مساوات و عدل و انصاف را رعایت كند، گرچه میان آنان از لحاظ سنى، یا زیبایى و زشتى، یا اخلاقى و موقعیتهاى اجتماعى، یا سایر مزایا و كمالات تفاوتهایى وجود داشته باشد، اما مرد وظیفه دارد در همه موارد، رفتارى یكسان داشته باشد.

واضح است كه رعایت كامل عدل و انصاف، كارى است بس دشوار و كمتر مردى می‌تواند مطمئن باشد كه قدرت اداى چنین وظیفهاى را دارد. در صورتى كه قرآن تصریح می‌كند اگر از آن بیم دارید كه نتوانید میان چند همسر با عدل و انصاف رفتار كنید، به یك زن اكتفا نمایید.

بنابراین، ازدواج مجدّد كارى است بسیار دشوار و پرمسئولیت كه هر مردى صلاحیت آن را ندارد.

پی نوشت:
1- سوره نساء، آیه 3