به گزارش خبرنگار برنا، اهمیت و جایگاه منابر و مفاهیمی که در منبرهای ماه مبارک رمضان باید به آنها پرداخته شود موضوعی است که با حجت الاسلام "محمد علی منصوریان دامغانی"، استاد حوزه علمیه آیت الله علم الهدی،کارشناس مذهبی و مشاور خانواده و جوانان به گفت‌وگو نشستیم.

منصوریان در خصوص منابر و ویژگی‌های آن می‌گوید: در ماه مبارک رمضان چون مخاطب ما بیشتر است و افراد بیشتر به سمت منبرها رو می‌آورند بنابراین باید منبرها دارای یکسری ویژگی‌های خاص باشند . من مباحث را در سه محور ریشه منبر، ضرورت‌های منبر و ویژگی‌های منبر بیان می‌کنم.

فصل اول: ریشه منبر

بیانات وعاظ در منابر باید از ریشه قرآن و عترت نشات بگیرد. اگر فردی می خواهد خارج از این دو حوزه استفاده کند حکایت یا نقل قولی بگوییم باید در نهایت رجوعش به قرآن باشد.رسول خدا فرمودند: «انی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی». بنا بر گفته رسول خدا این دو هرگز از هم جدا نمی شود و باید با هم به این دو تمسک بجویید و اگر به قرآن و عترت تمسک جستید گمراه نمی شوید لذا ریشه منبر قرآن و حدیث است.

فصل دوم: ضرورت‌های منبر

این ضرورت هایی که گفته می شود مهمترین ضرورت هایی است که به نظرم می رسد و ممکن است که ضرورت های دیگری نیز با توجه به شرایط وجود داشته باشد.

بند اول : صلاحیت
فردی که بالای منبر می رود، باید صلاحیت داشته باشد. منبر در این دیدگاه فقط یک صندلی چوبی نیست، یک گفت و گوی زنده، یک مطلب، سایت، رادیو و هر رسانه ای می تواند یک منبر باشد.صلاحیت واعظ مهمترین نکته در بحث ضرورت هاست و مخاطب باید از کسی که صاحب صلاحیت است حرف شنوی داشته باشد.

اینکه چه مرجعی باید به موضوع صلاحیت واعظان نظارت کند خود بحث جدایی است. چرا که طبق فرمایش رهبر معظم فرهنگ ما خوب مهندسی نشده است و هنوز مهندسی فرهنگی نداریم تا هر ارگانی جایگاه خودش را در فرهنگ بداند...
 
اهل منبر برای اینکه صلاحیت داشته باشد، باید اهل تقوا باشد، همچنین علم لازم را برای استخراج موضوعات منبر داشته باشد.از سوی دیگر واعظ باید توان فهم مفاهیم و تجزیه و تحلیل بیانات بزرگان را داشته باشد.چرا که کار واعظ تنها انتقال مفاهیم نیست. برای اینکار نیاز به یکسری علوم مثل فقه، حقوق، ادبیات عرب و تفسیر قرآن دارد.

بند دوم: مخاطب شناسی
کسی که بالای منبر می رود باید مخاطب خود را به خوبی بشناسد، هر موضوعی را در هر زمانی و در هر فضایی نمی شود گفت. جایگاه فکری، رده سنی، سطح تحصیلات و ... مخاطب مهم است. در یک جایی مخاطب ما دانشجوست و درجای دیگر طلبه است.اگر این ویژگی ها مد نظر اهل منبر باشد بسیار می تواند موفق باشد.

به عنوان مثال؛ اگر برای یک نوجوان از مرگ و برزخ در منابر سخن گفته شود این مخاطب شناسی، مخاطب شناسی خوبی نیست؛ چرا که سن و روحیات نوجوان چندان ارتباط با مرگ و برزخ را نمی پذیرد و باید مفاهیمی با محوریت امید، آینده سازی، اشتغال برای او بازگو شود.

بند سوم: نیازسنجی
واعظان جامعه ما باید گروه های مختلف سنی را با نیازهایشان بشناسند، اگر مخاطب طلبه است نیازش فرق می کند با زمانی که مخاطب جوان است، بنابراین درک ضرورت های مخاطب و شناسایی نیازهایش در بحث منابر ضروری است.

به عنوان مثال؛ نیاز یک نوجوانی که به سن بلوغ رسیده است ، ارائه مفاهیم دینی و شرعی متناسب با سنش است، اما برای فردی که 50سال از عمرش گذشته شاید مسائل شرعی چندان در اولویت نباشد و مفاهیمی چون محاسبه اعمال، برزخ، قیامت برایش پر اهمیت تر باشد.

بند چهارم: ادبیات منبر
واژگانی که در منابر استفاده می شود باید با توجه به مخاطب و نیاز مخاطب تعریف شود. برخی منابر براساس کلمات و مفاهیم سنگین باید شکل بگیرد اما برخی دیگر باید بسیار ساده و روان بیان شود.همه این نکات بسته به این که مخاطب ما میزان درک و فهمش از منبر چقدر است تعیین می شود.

بند پنجم: به روز بودن منبر
منابر ما باید از موضوعات نو و جذاب استفاده کنند، اگر سه ویژگی قبلی یعنی مخاطب شناسی، نیازسنجی و ادبیات منبر به خوبی تعریف شده باشد، منبر ما جذاب می شود. افرادی که پای منبر نمی نشینند معمولا افرادی هستند که منبرها را تکراری و بدون جذابیت می دانند. بنابراین به روز بودن منابر به این معنی که از فضای روز جامعه به نفع منبر استفاده کرد و استفاده از موضوعات جذاب به شرطی که حریم منبر از بین نرود بسیار ضروری است.

فصل سوم:ویژگی‌های منبر

اول:
منبر باید بصیرت افزا باشد. به این معنی که افق مخاطب را بالا ببرد و به او یک هدف بدهد. معمولا وعاظ 20 الی 40دقیقه بر روی منبر می روند. در این مدت باید مفاهیمی گفته شود که خدای ناکرده فرد در جا نزند یا عقب گرد نداشته باشد که این مسئله مهمترین ویژگی یک منبر است.

دوم: مطالب منبر باید محرک مخاطب به سمت عمل باشد. یعنی بیانات باید به شکلی در کنار هم قرار بگیرد که مخاطب را به سمت رفتار حرکت بدهد که آن را در زندگی خودش عملی کند. مطالب نباید آنقدر دست بالا باشند که مخاطب قادر به عمل به آنها نباشد و یا آنقدر پایین که مخاطب آنها را حقیر بشمارد.

سوم: مطالب منابر باید بیدار کننده باشد؛ این جمله به این معنی نیست که تمام مخاطبان ما در اشتباهند و حال ما با منبرهایمان می خواهیم آنها را بیدار کنیم. منظور این است که اگر منابر ما ویژگی های ذکر شده را داشته باشند سرعت عمل مخاطب و بهره مندی از زمان را به او یاد می دهد.

چهارم:مطالب منابر باید معقول و قابل درک باشد. با توجه به نیاز مخاطب و شناسایی او مطالبی که برای مخاطب معقول نیست یعنی مقدمات لازم به او گفته نشده یا آمادگی پذیرش آن را ندارد. نباید گفته شود در این مواقع مطالب با وجود اینکه درست  است به درد مخاطب ما نمی خورد.

پنجم: بیانات منبر و وعاظ باید مخاطب را با موضوع درگیر کند تا در یک بازده زمانی همراه با مطالب جلو برود. معمولا جلسات در 5 الی 10شب از اهل منبر استفاده می کنند مگر در ایام خاص. بنابراین اهل منبر باید برای این 10شب یک برنامه جامع داشته باشد تا مخاطب همراه موضوع آنها همراه باشد و حرکت کند.

ششم: قاعده خوف و رجا را رعایت کنیم؛ یعنی نه آنقدر فرد را از قیامت بترسانیم که فرد دچار یاس و ناامیدی شود و نه آنقدر امیدواری بدهیم که فرد از عمل دوری کند؛ در صورتی که خداوند در قرآن می فرماید «یا ایها النبی إنا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا» بدین ترتیب در ماه مبارک رمضان باید تلاش کنیم که هر دو موضوع را به یک میزان به مخاطب القاء کنیم.تشویق درست و بجا یک عامل محرک است اگر این فاکتور را حذف کنیم  و فقط خوف را بگوییم باعث رکود جامعه می شویم.

هفتم: منبر باید اراده افراد را افزایش دهد بنابراین با ذکر حکایت ها، افق های بلند را برای افراد ترسیم کنیم و با بیان پیروزی هایی که افراد داشته اند آنها را با اراده سازیم  و این هنر اهل منبر است که به گونه ای سخن بگوید که وقتی مخاطب از جلسه بیرون آمد یا پای صحبت های او در تلویزیون نشست اراده اش افزایش پیدا کرده باشد.