به گزارش سرویس قاب نقره برنا، گاهی سوالها برای توبیخ است، گاهی جنبه تخریبی و گاهی نیز جنبه طفره رفتن از جواب را دارد. گاهی نیز سوالات تنها به دلیل اشکال تراشی است. سوال پرسیدن دارای قواعد خاصی است که فردی که آن را می‌پرسد باید به آنها توجه داشته باشد. حجت الاسلام قرائتی درباره این گونه سوالات در مباحث درسهایی از قرآن توضیح داد و گفت:

گاهی سؤالها برای اشكال‌تراشی است. از كجا؟ معلوم نیست. بردند، خوردند، می‌گوییم: بیا. چه كسی برد؟ دلیل؟ دلیل؟ اگر دلیل داری چرا به من می‌گویی؟ برو قوه‌ی قضاییه بگو به این دلیل فلانی برد و خورد. اگر دلیل داری. اگر دلیل نداری چرا ذهن خودت را خراب می‌كنی، ذهن آدم‌ها را هم خراب می‌كنی؟ اینهایی كه می‌گویند بردند و خوردند یا با دلیل هستند، یا بی‌دلیل. با دلیل هستند چرا به دادگاه مراجعه نمی‌كنند؟ بگوید: آقا طبق این پرونده آقای قرائتی برد و خورد. این هم پرونده‌اش. اگر دلیل داری چرا نمی‌روی كسی را كه جنایت می‌كند را لو بدهی؟ اگر دلیل نداری چرا آبروی مردم را می‌ریزی؟ بعضی سؤالها اشكال تراشی است. كشف عیب است. به بن بست كشیدن است. ایجاد سوء ظن است.

گاهی هم اشكال می‌كند و جوابش را هم می‌دهد. یك كسی می‌خواست یك كسی را خراب كند، گفت: ایشان خیلی كمال دارد. كمالش این است، این است، این است، این است، این است خوب تعریف كرد. گفت: و اما اینكه می‌گویند: حرامزاده... این پدرش یهودی است. مثلاً جد پنجمش یهودی بوده، من تحقیق كردم اینطور نبوده. می‌گوید: من تحقیق كردم اینطور نبوده. ولی در ذهن همه می‌آورد كه ایشان... هان... فلانی خیلی خوب است، خیلی خوب است، كمال‌هایش را می‌گوید. و اما اینكه می‌گویند: فلانی دزدی كرده است، نخیر من تحقیق كردم دزدی نكرده است. می‌گوید: دزدی نكرده اما در ذهن همه می‌آورد كه رگ دزدی در این هست. اینها سؤالهای مخرّب است.

در سؤال و جواب باید سعی كنیم كه با ادب سؤال كنیم. 2- در وقت مناسب سؤال كنیم. از پرسیدن خجالت نكشیم. حالا فكر نكنیم اگر كسی حجة‌الاسلام است همه چیزی بلد است. نه والله بلد نیستم.

ما چند سال پیش یك جایی مهمان بودیم، به صاحبخانه گفتم: صبح مرا بیدار كن. گفت: به به به، به به به! گفتم: چه شد؟ امام زنده بود. گفت: تو نماینده‌ امام هستی، مثلاً در نهضت سواد آموزی. آنوقت برای نماز صبح خوابت می‌برد؟! گفتم: من خودم نماینده‌ امام هستم. خوابم كه نماینده‌ امام نیست. خوب خوابم می‌برد. این فكر می‌كند كه مثلاً می‌گوید: آقا یك استخاره كن. استخاره می‌كنم، نمی‌فهمم. می‌گویم: والله نفهمیدم. می‌گوید: به، 50 سال آخوندی هنوز هم نمی‌فهمی؟ می‌گوید: خوب من صد سال هم آخوند باشم، ممكن است نفهمم. خجالت نكشید. حالا فكر می‌كند حالا كه لیسانس شده دیگر عارش می‌شود مثلاً كلاس قرآن برود. حالا لیسانس هستی ده جلسه هم قرآن برو. شنا بلد نیستی ده جلسه برو شنا یاد بگیر. بیست جلسه برو رانندگی یاد بگیر. چطور باقی كارها را یاد می‌گیری،عارتان نیاید. ما مشكلی كه داریم این است كه هم بلد نیستیم، هم عارمان می‌شود. آنوقت می‌مانیم. از پرسیدن خجالت نكشید.

سؤالمان برای فهمیدن باشد. برای بهانه‌گیری نباشد. حدیث داریم اگر برای سؤال بپرسی مثل عالم هستی، اما اگر بهانه‌گیری می‌كنی و می‌پرسی شبیه جاهل هستی.

سؤال از امور لازم و مورد نیاز
از چه سؤال كنیم؟ سؤالهایی كه می‌كنید یا واجب باشد. یا مستحب باشد. یا نیاز فرد باشد، یا نیاز جامعه. آقا نماز در قطب شمالی كه شش ماه شب است و شش ماه روز در آنجا چطور است؟ ببخشید مادرت رفته یا پدرت؟! (خنده حضار) شما بلیط پرواز داری برای قطب شمال؟ چه نیازی به این سؤال داری؟ خدا بیامرزد یك كسی بود هر طلبه‌ای محله‌اش می‌رفت، این طلبه را به چالش می‌كشید. یك سؤالهایی می‌كرد، می‌گفت: اگر زن برادر پسرعموی آدم شیر دختردایی خواهر زنش را خورد (خنده حضار) محرم است یا نامحرم؟ یك چنین زنی زاییده و یك چنین چیزی وجود خارجی دارد؟ ندارد؟ این فقط می‌خواست این طلبه را تحقیر كند. حالا سؤالها خوب شده است. اول انقلاب در گزینش‌ها خدا می‌داند چه چرند و پرندهایی می‌پرسیدند. كفن باید چند تكه باشد؟ مگر من مرده‌شور هستم؟ نمی‌دانم.

شك بین دو و پنج در نماز حكمش چیست؟ من یا نماز نمی‌خوانم یا اگر می‌خوانم شك نمی‌كنم. یا اگر هم شك می‌كنم، شك یك و دو شاید، دو و سه شاید، سه و چهار هم، آخر شك بین دو و پنج مگر مست هستم؟ (خنده حضار) اصلاً یك سؤالهایی می‌كند كه پیداست این بیمار است. كدام آیه یازده تا قاف دارد؟ مگر من رفتم قاف شماری؟ اصلاً مگر قرآن نازل شد كه ما قاف بشماریم؟ این حدیث از امام باقر است یا امام صادق؟ چه فرقی می‌كند؟ مثل اینكه شما نماز جمعه آمدی، بگویند: با كدام شیر وضو گرفتی؟ آبش یكی است! سؤال احمقانه است. اینقدر سؤالهای غلط در بچه‌ها می‌اندازند، بچه‌های بنده خدا می‌گویند: حاج آقا سلام علیكم! ببخشید استادمان گفته: این حدیث از امام باقر است یا امام صادق؟ گفتم: به استادت بگو سؤال شما بی‌جاست. حدیث داریم یك حدیثی كه شنیدید كه از ما هست فرق نمی‌كند به هر امامی می‌خواهید نسبت بدهید. همه‌ی حرف‌های ما یكی است. چرا بچه‌ها را در دردسر می‌اندازید؟