باشگاه جوانی برنا/اگر بدون رودربایستی بخواهیم چند تفریح جوانان امروز دارند را برشمریم، حتما یکی از آنها گشت و گذار و پرسه زدن در پاساژها است که در اصطلاح به آن پاساژگردی می گویند، تفریحی که فی نفسه نه خرج زیادی دارد و نه محدودیت خاصی برای رفت و آمد. هر چند که همیشه انرژی بالقوه‌ای برای  خرج کردن پول در خود دارد.

تنها وقت کافی می خواهد؛ جوانی که بتواند برای یکی دو ساعت در پاساژ گشت بزند و به قول پاساژگردهای حرفه‌ای از روزمره‌گی زندگی فاصله بگیرد.

علیرضا صادقی با دوستان خود در یکی از پاساژهای غرب تهران بدون توجه به ویترین مغازه در حال حرکت است و ذرت مکزیکی می خورد.می گوید: پاساژگردی در هر منطقه ای وجود دارد، فقط کیفیت آن متفاوت است. من علاوه بر پاساژی که در محل‌مان وجود دارد؛ برای گردش به پاساژهای سایر محله‌ها هم می روم .

ورود با غذا و خوراکی ممنوع
ساعت 7 در یکی از پاساژهای خیابان گیشا جمعیت زیادی در حال تردد اند و به راحتی نمی توان از میان آنها عبور کرد. بر روی درب اکثر مغازه‌های نوشته شده «ورود با خوراکی به داخل مغازه ممنوع است».

از مشخصه های این پاساژ همانند بسیاری از پاساژها که انگار تبدیل به یکی از مراحل پاساژگردی شده؛این است که در ورودی پاساژ،انواع مغازه های فست فود و تنقلات خودنمایی می کنند و سکوهایی که برای جلوگیری از نشستن افراد بر روی آنها نرده کار گذاشته شده است.

دیگر مشکلی در انتخاب لباس ندارم!
پیمان درباره فایده‌هایی که پاساژ گردی می تواند داشته باشد می گوید: «هیچ وقت مشکلی در انتخاب لباس نداری و گران نمی خری. از مد روز نیز عقب نمی افتی و امکان مقایسه اجناس را هم برایت فراهم می کند ».

بیشتر کسانی که پاساژگردی را یک تفریح است،نبود سایر امکانات تفریحی را باعث رو آوردن به پاساژگردی می دانند، ایمان می گوید: بالاخره چند دقیقه ای از خانه بیرون می آیی و از بی حوصلگی و تنهایی در می آیی، حتی اگر قصد خرید هم نداشتی پاساژ مکان مناسبی برای گذراندن وقت است.

بهنود که بی شباهت به ورزشکاران پرورش اندام نیست و برای شباهت هر چه بیشتر لباس تنگی هم پوشیده،می گوید: هر از گاهی به پاساژ می آیم با دوستان غذایی می خوریم و برای هضم غذا، گشتی هم در پاساژ می زنیم. ولی این کار را پاساژگردی نمی دانم.

هر لبه سکو مکان مناسبی برای نشستن
در یکی دیگر از پاساژهای خیابان ایران زمین که انگار پاساژگردی حرفه ای تر دنبال می شود،علاوه بر گشت و گذار در پاساژ، تفریحات دیگری هم وجود دارد. در حیاط و داخل پاساژ، نیمکت های وجود دارند که جایگاه ثابت پاتوقی ها هستند. هر لبه سکوی مکان مناسبی برای نشستن است . این پاتوق ها هر روزه مشتریان خود را دارند. تیرداد یکی از آن مشتریان است می گوید:« کسانی که معمولا در پاساژها پاتوق درست می کنند کار هر روزه شان است، همدیگر را می شناسند و به صورت اکیپی می آیند».

تمام نیمکت های داخل پاساژ و روی لبه حوضی که در وسط سالن قرار گرفته، تقریبا جایی برای نشستن ندارند.یکی از این جوان‌ها درباره اینکه برای نشستن یا راه رفتن در پاساژ ایرادی به آنها گرفته می شود یا نه می گوید: «به خاطر راه رفتن و پاتوق کردن نه، ولی بعضی وقت‌ها شیطونی می کنیم چرا،بهمان گیر می دهند».

فروشنده ها هم یک طرف قضیه اند و از این قضیه به طور مستقیم ذی نفع هستند. یکی از مغازه داران که فروشنده بدلیجات زینتی است اشاره می کند: پاساژگردی باعث رفت و آمد و رونق پاساژ می شود، ولی صاحب مغازه‌ها با دیدن این جمعیت تصور می کنند که همه آنها مشتری هستند و قیمت اجاره بها را بالا می برند.

پاساژگردی پدیده‌ای است که بالای شهر یا پایین شهر نمی شناسد، چه پاساژی باشد در بازار بزرگ که خیل جمعیتی در آنها در حال تردد اند و در دستان خود کیسه خریدی ندارند و هنگام صرف ناهار، ساندویچ به دست بر کف زمین می نشینند و با خیال راحت ساندویچ گاز می زنند تا پاساژ معروفی در شمال شهر.

گزارش: ابراهیم نژاد رفیعی