به گزارش خبرگزاری برنا، فشارهای روانی در خانواده می تواند ریشه مشکلات انگیزشی کودکان باشد.

استرس، ما را گرفتار اشتغال ذهنی، درون گرایی، بدخلقی و قطعاً کم حوصلگی می کند. کناره گیرتر و بیشتر غیرقابل پیش بینی می شویم. چیزهای دیگر که کودکانمان از ما می خواهند، برایشان انجام دهیم، فراموش می کنیم و باعث می شویم آنها نیز دچار فراموشی شوند.

کودکان، متوجه خلق و خوی تغییر یافته ما می شوند و این تغییر زندگی، خوشایندشان نخواهد بود. آنها غالباً از طریق رفتار توجه طلبانه به جست و جوی اعتماد دوباره بر می آیند و به رفتار ما توجه می کنند تا نشانه ای از ادامه عشق و محبت ما را نسبت به خود، بیابند.
 
این رفتار معمولاً "دشواری آفرین" است و از جهات دیگر، نتیجه ای مطلوب به دست نخواهد داد. ممکن است به راحتی سوء تعبیر شود و بر عکس، به طرد شدگی صریح تری منتهی شود.

کودکان کوچکتر به آسانی شروع به بد رفتاری می کنند، کودکان بزرگتر، احتمالاً کار کردن و بیرون رفتن از خانه را متوقف می سازند. ممکن است عادت غذا خوردن یا طرز لباس پوشیدن خود را تغییر دهند.
 
اگر پس از چند بار تلاش، اعتماد دوباره ای را که جست و جو می کردند به دست نیاورند، سعی خواهند کرد با کناره گیری و انزوا، از خودشان حمایت کنند.