داستان خلقت حضرت آدم و حوا(ع) و توبه نکردن ابلیس در میان تمامی فرشته‌ها یکی از روایاتی است که در کتاب‌های آسمانی از آن سخن به میان آمده و توضیحاتی درباره آن داده شده است. اما یکی از قسمتهای این ماجرا ، اخراج حضرت آدم و حوا(ع) از بهشت به دلیل نافرمانی از خداوند و خوردن از درخت ممنوعه بوده است. پس از اخراج هر دو نفر آنان به درگاه الهی توبه می‌کنند و در قرآن از به شرح این ماجرا پرداخته شده است : "سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت و با آنها توبه کرد و خداوند توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است.(سوره بقره آیه 37). سوالی که در اینجا ممکن است برای هر خواننده‌ای مطرح شود این است " کلماتی که برای توبه به آدم تعلیم داده شد چه بود؟" . حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال اینگونه پاسخ گفته اند:

در قرآن مجید و نهج البلاغه این مسأله، سربسته بیان شده است و در قرآن فقط سخن از تلقّى کلمات است. ولی از تعبیراتی که در این زمینه آمده به خوبى روشن مى شود که این کلمات، مشتمل بر مسائل مهمّى بوده است.

بعضى گفته اند منظور از آن کلمات، همان اعتراف به تقصیر در پیشگاه خداست که در آیه 23 اعراف به آن اشاره شده است: پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشى و به ما رحم نکنى از زیانکاران خواهیم بود!

بعضى همین اعتراف به تقصیر و طلب آمرزش را در عبارات دیگرى بیان کرده اند، مانند: «لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْ لى اِنَّکَ خَیْرُ الغافِرینَ».

شبیه این مضمون، در روایاتى که از امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام) نقل شده، نیز دیده مى شود.

ولى در اکثر روایات مى خوانیم که این کلمات، توسل به خمسه طیّبه، محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) بوده است.

چنانچه در کتاب خصال از ابن عباس نقل مى کند که از پیغمبر اکرم(ص) پرسیدم کلماتى که آدم از پروردگارش دریافت داشت چه بود؟ پیامبر(ص) فرمود: از خداوند به حق این پنج تن مقدس، تقاضا کرد که توبه او را بپذیرد و خدا توبه او را پذیرفت. قابل توجّه این که همین معنا با تفاوت بسیار کمى در تفسیر معروف «الدّرالمنثور» که از تفاسیر روایى اهل سنت است، نقل شده است.

در روایت دیگرى که از تفسیر امام حسن عسکرى(ع) نقل شده است مى خوانیم: هنگامى که آدم مرتکب آن خطا شد و از پیشگاه خداوند متعال پوزش طلبید، عرض کرد: پروردگارا توبه مرا بپذیر و عذر مرا قبول کن، من به آثار سوء گناه و خوارى آن با تمام وجودم پى بردم. خداوند فرمود: آیا به خاطر ندارى که به تو دستور دادم در شدائد و سختیها و حوادث سنگین و دردناک، به محمّد و آل پاک او مرا بخوانى؟ آدم عرض کرد: پروردگارا آرى. خداوند فرمود: آنها محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین(ع) هستند پس مرا به نام آنها بخوان تا تقاضاى تو را بپذیرم و بیش از آنچه مى خواهى به تو بدهم».

در حدیث دیگرى از عایشه از پیامبر(ص) نیز مى‌خوانیم که آن کلمات دعاى زیر بود: «اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ سِرّى وَ عَلانیَتى فَاقْبَلْ مَعْذِرَتى وَ تَعْلَمُ حاجَتى فَاَعْطِنى سُؤلى وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى فَاغْفِرْلى ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْاَلُکَ ایماناً یُباشِرُ قَلبْى وَ یَقیناً صادِقاً حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لا یُصیبُنى اِلاّ ما کَتَبْتَ لى وَارْضِنى بِما قَسَمْتَ لى».

در عین حال، منافاتى در میان این روایات نیست و ممکن است آدم در عین توسل به اسامى خمسه طیبه، دعاهاى فوق را نیز خوانده باشد. بعضى نیز آن را به حالات معنوى آدم، همان حالات جذبه الهى و روحانى تفسیر کرده اند که آن نیز با آنچه در بالا آمد مى تواند همراه باشد.