باشگاه جوانی برنا/ هوای گرم و داغ تابستان دلیل قانع کننده‌ای برای صرف نظر از رفتن به آرایشگاه نیست. حدود ساعت 2 بعدازظهر به آرایشگاه می‌رسم. شلوغی و هیاهوی زنان حسابی توجه را جلب می‌کند؛ درست مثل حمام های زنانه. صدا به صدا نمی رسد. موقع ورود مخلوطی از تمام عطرهای دنیا مشام را حسابی آزار می‌دهد. اینجا یکی از مطرح‌ترین آرایشگاه‌های تهران است که مدعی است 10 شعبه و یا بیشتر از آن در سطح تهران فعالیت می‌کند. وقت گرفتن، کار بسیار سختی است و جمله "وقت نداریم" یکی از پر استفاده‌ترین جمله‌ها محسوب می‌شود.

معمولا در همه آرایشگاه‌ها انتظار کشیدن حرف اول را می‌زند. خانم‌ها حاضرند 2 ساعت هم بنشینند تا به کارشان رسیدگی شود. حال در این 2 ساعت چه می‌شنوند و چه می گویند و چه می‌کنند بماند. تا چند وقت قبل در بسیاری از آرایشگاه‌ها فال، فروش لباس و ... مد بود اما برخی آرایشگاه‌ها از آن جهت که به کلاس کاری‌شان لطمه وارد می‌شود، کلا دور اینجور آدم‌ها را خط می‌کشند. اما برخی دیگر از آرایشگاه‌ها که جذب مشتری‌شان آنهم در فصل تابستان بر مبنای همین فال و خرید کالا شکل گرفته از خانم‌هایی که متخصص در امور رمالی، کف بینی و قهوه بینی‌اند دعوت می‌کنند که در ساعاتی از روز در آرایشگاه‌شان حضور داشته باشند و...

به عنوان مثال در یکی از آرایشگاه‌های غرب تهران در روزهای خاصی یک خانم متبحر در امور رمالی حضور دارد و با گرفتن انواع فال‌های قهوه و چای و حلقه و رمل و اسطرلاب و ... اوقات خوشی را برای خانم ها رقم می زند. البته در برخی موارد این اوقات خوش به جدایی خانم ها از همسرانشان و همچنین ایجاد شک به اطرافیان و بدبینی نسبت به خانواده و شکل‌گیری مشکلات خانوادگی عدیده ای منجر می‌شود.

هر قسمت یک مسوول دارد و چند کارورز و وردست و... همه اینجا یک پسوند "جون" دارند برای اینکه فضا کلی صمیمی شود و زودتر بتواند با هم ارتباط بگیرند. از آن طرف مشتری ها یک جورایی می‌خواهند خود را به هم نشان دهند. درست مثل شوهای لباس تا وارد می‌شوند لباس‌های بیرون را در می‌آورند و مرتب به هم نگاه می‌کنند چشم در چشم. موقع خروج هم که اصلا قابل شناسایی نیستند کلا همه تغییر کرده‌اند!

پروسه عروس شدن در آرایشگاه‌های معروف، خوان رستم است اما چون عروسی کلی تحویلت می‌گیرند. بنابراین تا لحظه‌ای که از در بیرون بروی نامت را "عروس خانم" صدا می‌کنند. بسته به اینکه در چه فصل و چه تاریخی مراسم عروسی است، صف انتظار برای انتخاب آرایشگر و شینیون کار شلوغ‌تر می‌شود. بخاطر همین موضوع تعطیلات تابستان و اعیاد رجب و شعبان مزید علتی است تا صف طولانی از دختران جوان که برای مراسم حنابندان، نامزدی، عروسی و یا پای‌تختی راهشان بسوی این آرایشگاه کج شده، آلبوم ها را با وسواس خاصی زیر و رو کنند. یکی از عروس خانم‌ها می‌گوید: دختر خاله‌ام را برای عروسی‌، کتی جون آرایش کرده بود عالی شده بود من هم همان آرایشگر را می‌خواهم آن یکی از مرضی جون می‌گوید و یکی نفر دیگر...

اما کتی جون و مرضی جون و سایر جون‌ها را کسی نمی‌بیند. هر کدام در یک اتاق جداگانه اند و فقط چهره‌هایی که برای عروس‌ها خلق کرده‌اند، روی دیوارها خودنمایی می‌کنند البته با امضای صاحب اثر. یکی فشن آرایش می‌کند آن یکی کلاسیک یکی عربی و خلیجی می‌آراید و یک نفر دیگر اروپایی. بعد از اینکه آرایشگر را انتخاب کردی، دو روز قبل از عروسی باید آماده باش! باشی؛ برای کارهای اولیه که آنهم پرسه عجیب و غریب دارد. اول کل مبلغ را باید پرداخت کرد (البته بعلاوه همه ریز و درشت‌هایی که به آن اضافه می کنند) و بعد یکی کارت، گردنت می‌اندازی که با آن هر جای آرایشگاه که سرک بکشی می‌توانی از پارتی بازی استفاده کنی. البته بماند که گاه آنقدر عروس در آرایشگاه است که پارتی بازی هم کاری از پیش نمی برد.

یکی از آرایشگران می‌گوید: در برخی مراسم‌ها حدود 30 عروس را هم در یک روز داریم که بین 5 آرایشگر تقسیم می‌شوند. یعنی هر کسی سقفی دارد که بالاتر از آن عروس برگشت می خورد! موقع خروج هم یکی یکی صدایشان می‌زنند که نظم و ترتیب خروجشان رعایت شود.

دختران وردست ماهی 200 تومان بدون بیمه

در روزهای گرم تابستان که زمان مکفی برای رسیدگی به امور جانبی زندگی وجود دارد دختران مجرد و حوصله سر رفته زیادی دنبال کارهای جذاب! مثل آرایشگری می‌روند. در اکثر آرایشگاه‌ها هم می‌توان نمونه‌ای از آنها را پیدا کرد که اگر زرنگ باشند و دل به کار بدهند بعد از تابستان هم می‌توانند به کار خود در این آرایشگاه‌ها ادامه دهند. در بررسی‌هایی که خبرنگار برنا داشته معمولا سقف حقوقی که به دختران وردست داده می‌شود 250 تومان است  بدون بیمه و مزایا و... ( البته اگر در آزمون وردستی پذیرفته شوند).

اما برخی دیگر هم رایگان کار می کنند. اینها افرادی‌اند که عشق به کار از اولویت بیشتری نسبت به حقوق برایشان اهمیت دارد. معمولا هم بدلیل اینکه رایگان کار می کنند و تنها کار یاد می‌گیرند باید زرنگ باشند تا گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند؛ چرا که معمولا حرفه‌ای ها فوت و فن کوزه گری‌شان ( آرایشگری‌) را به این دختران عاشق! یاد نمی‌دهند و تمام فن‌های ترکیب رنگ و رموز طراحی چهره در پشت درب‌های بسته انجام می‌گیرد و تنها شستشوی مو و رنگ‌زدن و نهایت تمیز کردن صورت برای برداشتن ابرو به آنها می‌رسد.

استفاده از دختران جوان با چهره‌های زیبا ( شما بخوانید بزک شده) در آرایشگاه‌ها مرسوم است؛ چه می‌خواهند وردست باشند و چه منشی و پاسخگو. شاید استفاده تبلیغاتی باشد برای ارائه جدیدترین مدل رنگ مو یا کوتاهی و... چرا که خیلی از مشتری‌ها به محض دیدن چهره این دخترها طالب می‌شوند تا همان رنگ مو را برای موهای خود نیز انتخاب کنند. جالب است که برخی از این دختران سنشان به بیست سال هم نمی رسد؛ اما کاشت و مانیکور ناخن، تاتو، انواع خالکوبی و حتی صدور نسخه رژیم های لاغری و موضعی صادر کنند...

بعضی قسمت‌های آرایشگاه همیشه مشتری‌های ثابت خودش را دارد مثل اصلاح صورت. شاید یکی از دلایلش خرافات و شاید هم واقعیت‌های زیادی است که در مورد این حرفه شنیده می‌شود. به عنوان مثال خیلی‌ها معتقدند که دست آرایشگر باید آمد داشته باشد .یعنی وقتی موهایت را درست می کند باید یک خیر و برکتی را به دنبال داشته و نفسش گرم باشد؛ وگرنه آن آرایشگاه ارزش رفتن ندارد. حال در این میان مدرک و تحصیلات و تجربه کاری کجای این "آمدن دست" است ما نمی دانیم.

بخاطر همین موضوع خیلی از آرایشگرها هر کجا که می‌روند مشتریانشان هم می‌برند و این به نفع صاحب آرایشگاه هم است. یکی از این آرایشگرها که هر چند 6 یا 7 ماه جایش را عوض می‌کند می‌گوید: من هر جا می روم صندلی اجاره می‌کنم. یعنی هر ماه مبلغی حدود 600 هزار تومان بابت صندلی می‌دهم. بدون اینکه صاحب آرایشگاه به تعداد مشترهای من کار داشته باشد؛ در این چند سال کار هم مشتریان زیادی پیدا کرده‌ام، که اکثر آن ها می‌گویند که دستت برای ما آمد داشته است.

ساعت از 4 بعدظهر گذشته که قصد رفتن می‌کنم هنوز بخش عروس خانم‌ها شلوغ است. چند دختر وردست با لباس‌هایی که با رنگ کثیف شده‌اند مشغول گپ و گفت و مشاوره! به هم هستند. خداحافظی می‌کنم اما صدا همچنان به صدا نمی‌رسد.

نکته: بررسی برخی از آرایشگاه‌های زنانه دلیل بر این نیست که همه آن‌ها اماکنی مشکل‌دار و مساله‌دار هستند اما تعداد آرایشگاه‌هایی که کارهای غیرقانونی و غیربهداشتی انجام می‌دهند به حدی است که نگاه ما را هم به این اماکن مرموز جلب کرد تا یک سرکی به آنها بکشیم.