هنگامی که ایشان به‌عنوان نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شدند، در تهران که بودند سعی می‌نمودند از بیت المال استفاده نکنند و احتیاط زیاد می نمودند حتی از غذای آنجا نمی‌خوردند.

بعدها برای فرزندشان نقل نموده بودند که: من وقتی در مجلس خبرگان اول برای تدوین و تنظیم قانون اساسی شرکت داشتم، شبها در منزل فرزندم در تهران مقیم بودم و روزها ایشان مرا با وسیله شخصی خود به مجلس می برد و ظهر برای نهار برمی گرداند و مجددا عصر می‌برد و چون مسافت راه از مجلس تا خانه طولانی بود، من به ایشان گفتم لزومی ندارد که برای نهار به منزل بیایم در همانجا نهاری می خورم.

بنا شد که من ظهرها در مجلس بمانم اما چون نمی خواستم از غذای بیت المال استفاده کنم، صبح که از منزل بیرون می رفتم چند عدد میوه (سیب یا پرتقال یا غیره) با خود می بردم. ظهر برای ادای فریضه نماز پائین می آمدیم. پس از پایان نماز، مراقب بودم که رفقا برای صرف نهار بروند و کسی متوجه من نباشد.

آنوقت می رفتم و میوه هایی را که با خود آورده بودم را از جیب درمی آوردم و می خوردم، این ناهار من بود، بدون اینکه کسی متوجه شود، حتی برادرت هم نمی دانست.