گاهی مادران از عزت بنفس پایین فرزندانشان شکایت می کنند. آنها گاهی گلایه می کنند که مدتی است فرزندانشان کمتر حرف می زنند و یا از جمع فراری هستند. مادران برای حل این چنین مشکلاتی بدنبال راه حل های عجیب و غریب نباشند و بدانند که گاهی آنها با رفتارهای اشتباه و نسنجیده خود، مسئول چنین رفتارهایی هستند. برای حل کردن این مشکلات چند راه حل را در پایین آورده ایم:
 
• کاری کنیم که آن ها احساس کنند دوستشان داریم و خواستنی هستند
 
• شرایط لازم به منظور ایجاد تجربه موفقیت را برای آنان فراهم کنیم

• از عیب جویی و سرزنش بیهوده آنها بپرهیزیم

• چارچوبی مناسب برای نظم و انظباتشان در نظر بگیریم 



کاری کنیم که کودکان احساس کنند دوستشان داریم

همه کودکان، والدین خود را به حد پرستش دوست دارند. کودکان احتیاج دارند به کسانی که آنان را به دنیا آورده اعتماد کنند.در عوض، انتظار دارند که دوستشان بدارند، احترامشان را حفظ کند . خواستنی باشند. اگر کودکان این احساس را نکنند، زمانی که نیاز دارند بدانند که جزئی از چیزی هستند که برایشان بسیار شایان اهمیت است-یعنی خانواده-احساس خواهند کرد که جدا و تنها هستند. کودکانی که احساس کنند وجودشان برای والدینشان بی اهمیت و بی ازش است، از نظر عاطفی تک و تنها خواهند ماند و مسلما قادر نخواهند بود توانایی های خودشان را به منصه ظهور برسانند. ما می توانیم با توجه به موارد زیر، کودکان را یاری کنیم تا احساس کنند دوست داشتنی و خواستنی هستند:

• مراقب تندرستی و ایمنی شان باشیم و نسبت به اضطراب هایشان حساسیت داشته باشیم

• از همراه بودن و مصاحبت با آنان لذت ببریم

• به اندیشه ها، مهارت ها و عقایدشان ارج بگذاریم

• بخشی از زمان فراغت خود را با آنان بگذرانیم، با آنان صحبت کنیم ،گردش و بازی کنیم، و به تفریح بپردازیم

• به چیزهایی که برای آنان اهمیت دارد، علاقه نشان بدهیم

• وقتی کاری را خوب انجام می دهند، به آنان توجه کنیم

• درباره چیز هایی که آنان را تحت تاثیر قرار می دهد، همواره به آنها آگاهی بدهیم
 
• به خود آن ها ، روش آنان برای انجام دادن کارها، و توانایی شان در رسیدن به نتیجه ی مطلوب اعتماد داشته باشید

• به نیاز ها و حقوق آنان احترام بگذارید

• به آنان فرصت دهید تا بتوانند درباره سلیقه ها و پسند های خود بیشتر بیاموزند و دریابند که چیز هایی برایشان اهمیت دارد و در مورد آنچه برایشانپیش آمده است، حرف بزنند

• سعی کنید دور و بر آنان باشید حتی زمانی که به شما نیاز ندارند

• به آنها هدیه بدهید

-شرایط تجربه ی موفقیت را برای آنان فراهم کنید

به دنبال چیزی بگردید که کودکان به خوبی از پس آن بر می آیند. ما نباید بپرسیم که آیا چیزی وجود دارد که کودک درزمینه آن مهارت داشته باشد. به جای آن باید بپرسیم که کودک در چه زمینه ای خوب و توانا است. هر کودکی در زمینه ای موفق است و می تواند درباره آن احساس غرور کند. این مورد ممکن است فوتبال،نقاشی ،ساختن ساختمان و ماشین از روی الگو، بالا رفتن از درخت، داشتن اطلاعاتی راجع به حیوانات، دوچرخه سواری و مانند اینها باشد. ممکن است در مسائل فکری، از پیش برنامه ریزی کردن ویا سازماندهی خویش مهارت داشته باشد. ممکن است در یادگیری زبان های خارجی خوب باشد، یا در ریاضیات، علوم، تاریخ، ادبیات، کاپیوتر، به خوبی پیشرفت کند. چه بسا او مورد اطمینان، معتبر، مهربان یاخیال پرداز باشد، یا حس شوخ طبعی نیرومندی داشته باشد. بسیار عالی خواهد بود که در مدارس و خانواده ها خلاقیت، خرد و شوخ طبعی با ارزش شمرده شوند، زیرا بعدا تعیین کننده مسیر زندگی خواهند بود.
 
-تمرکز بر روی نقطه ی مثبت

یک گلف باز بر جسته درباره چگونگی صعود خود به قله ی رفیع این ورزش صحبت می کرد.او به کمک پدرش که خود گلف باز ماهری بود. این کار را آغاز کرده بود.روش پدر او این بود که توپ را نزدیک به سوراخ می گذاشت و از پسرش می خواست که آن را بزند. البته، پسر این کار را به خوبی انجام می داد زیرا توپ به سوراخ خیلی نزدیک بود. رفته رفته، پدر فاصله توپ را بیشتر و بیشتر کرد. اگر او ضربه را به هدف نمی زد، پدرش توپ را دوباره به جایی نزدیک تر منتقل می کرد. روش پدر او ایجاد اعتماد از راه احساس موفقیت و در واقع متمرکز شدن برپیشرفت مثبت بود. نه بر شکست؛ که در این مورد، صد در صد نتیجه داد.

-از سرزنش و انتقاد بی فایده احتراز کنید

اگر می خواهید کودکان را تشویق کنیم به خود ایمان داشته باشند و یاری شان دهیم تا درباره ی خودشان احساس خوبی داشته باشند ،لازم است یاد گیریم که عیبجویی ویرانگر را کاهش دهیم و بر نقاط مثبت آنان تمرکز کنیم.ایرادگیری و عیبجویی مداوم باعث می شود کودک احساس کند که هرگز نمی تواند دیگران را خرسند سازد و باور می کند که چیزی نادرست از ناحیه او سبب این اوضاع شده است.انتقاد ها و به باد حمله گرفتن های بی وقفه و آزار دادن ما باعث خواهد شد که که او اعتماد به نفس خود را در مورد توانایی خویش در زمینه تفکر مستقل ،انجام کارها طبق روش خود و گسترش قضاوت خویش ،از دست بدهد.بنابراین انتقاد مداوم و بی قفه ،استقلال ،ابتکار و روحیه ی او را تضعیف می کند. هرگاه کاری انجام می دهد ،گویی سر به عقب برمی گرداند ،صدای مارا در ذهن خود می شنود و از خودش می پرسد که بدنبال آن ،چه خواهیم گفت و چه هنگام ،و کدامیک از کنش ها و اظهار هایش موجب نارضایتی ما خواهد شد . دادکشیدن و جارو جنجال،سرزنش بی مورد و خشن ،و تنبیه نامعقول ،نیز تاثیری مشابه دارد . این اعمال به کودک القا می کند که او اشتباه می کند و ما درست عمل می کنیم.آنان برای دستیابی به عشق و تایید به تلاش می پردازند و در موارد شدید تر ، به انکارآنها دست می زنند.

-انضبط مثبت داشته باشیم

پزوهش ها نشان می دهد که در خانواده هایی که در آن ها انضباط مثبت اعمال می شود،عیبجویی و تعارض حضور کمتری دارد. بعضی از کودکان نیاز به انضبا دارند تا نسبت به خودشان احساس خوب داشته باشند. این شاید گفته ای غیر منتظره باشد،اما منظور از انضباط اطاعت بی چون و چرا و تنبیه شدید نیست. منظور ،داشتن خطوط راهنمایی روشن و انتظاراتی معین برای رفتار ،محدودیت های تعریف شده و مشخص ،داشتن ساختاری برای هر روز و هفته ، و دانستن چگونگی مصالحه و همکاری با دیگران است.کودکان از ساختار و امنیتی که انضباط برایشان مهیا می شود،خشنود می شوند.
انضباط برای رشد اجتماعی و عاطفی سالم نیز مفید و ضروری است. انضباط مثبت به کودکان کمک می کند تا جایگاه درستی پیدا کنند.انضباط به دنبال خود،ثبات،قابلیت پیش بینی ،اعتماد و احترام می آورد.در انضباط خواسته های مثبت مطرح می شود-به کودکان گفته می شود که به جای ممانعت از انجام کارها،چه کار بکنند. روشی است که والدین می توانند با بکارگیری آن مراقبت و تعهد را نشان دهند.انضباط برای امر و نهی کردن یا مانند دیکتاتورها ،برای اعمال قدرت نیست.هدف باید ایجاد انضباتی بر اساس بی طرفی و احترام باشد. انضباط مثبت یعنی:

• پذیرفتن انضباط به عنوان فرایندی مثبت ضروری برای رشد اجتماعی و عاطفی؛

• داشتن تقاضاهای مثبت و روشن کردن انتظاراتمان؛
 
• تمرکز بر رفتارهای مثبت کودکان- توجه کردن و پاداش دادن به کودکان در زمانی که عملی مناسب انجام داده اند،نه آنکه برای اشتباهاتشان ،آنان را تنبیه یا از آن ها انتقاد کنیم؛

• به عنوان بزرگسال،با آنان رقتاری مثبت داشته باشیم ،و برایشان الگوی رفتاری مناسب باشیم و برایشان تشویق ،حمایت و پاداش فراهم سازیم.