پای درس آیت الله مظاهری

ولی مطالعه و درس خواندن و تبلیغ دین، بدون برقراری رابطه عاطفی با خدای متعال، کاربردی نیست و آدم را به جایی نمی‌رساند. تبلیغ دین، رسالت مهم پیامبران الهی است:«الذین یبلّغون رسالات الله» و اجر و ثواب فراوانی دارد، امّا بدون رابطه عاطفی و محبت آمیز با حق تعالی، مثل غذای خشک و بی نمک است. اگر کسی به جای نماز شبش مطالعه بکند، ثوابی بیشتر از ثواب نماز شب نصیب او می‌شود، ولی آن مطالعه کاربرد نماز شب را ندارد.

خدمت به خلق خدا بسیار اهمیت و ثواب دارد، ولی نباید کسی بگوید نماز شب نمی‌خوانم و به جای آن دو تا گره از کار مردم می‌گشایم. در حالی که گره از کار مردم گشودن ثوابش بالاتر از نماز شب و حتی حج و عمره مقبول است. خیلی ثواب دارد. اگر انسان بتواند یک گره‌ای از کار یک مسلمان باز کند، لااقل به اندازه یک حج و یک عمره مقبول ثواب می‌برد. ولی آن خدمت به خلق خدا هم نمی‌تواند جایگزین نماز شب شود. هر کدام از این اعمال جایگاه خود را دارد و باید در جای خود اهمیت داده شود.

اما نکته ظریف این بحث آن است که آن گره از کار مردم گشودن با آن همه ثوابی که دارد، اگر همراه با برقراری رابطه عاطفی با خدا نباشد، مثل غذای خشک و بی‌نمک است و نمی‌شود بهره لازم را از آن برد.

تعقیبات نماز نیز چنین است، یعنی نماز بدون تعقیب از جایگاه مناسبی برخوردار نیست. اگر انسان نماز بخواند و تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها» را نخواند، نمازش را ادا کرده، مخصوصاً اگر حضور قلب هم داشته باشد، عالی ادا کرده است، بهشت هم بر او واجب شده، اما نماز او بالا نمی‌رود و او را به جایی نمی‌رساند.

مرحوم آیت‌الله حصه‌ای «ره»، از علمای قدیم اصفهان، می‌گفتند: «این بادبادک‌های کاغذی را دیده‌اید که بچه‌ها درست می‌کنند، اگر آن دنباله را داشته باشد به هوا می‌رود و الاّ هر چه هم عالی ساخته شده باشد به هوا نمی‌رود». تعقیبات نماز هم دنباله نماز است که موجب بالارفتن آن می‌شود».

نکته مهم این است که غفلت از وظایف و غفلت از رابطه عاطفی با خداوند، هر دو مذموم است. باید امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» را اسوه قرار دهیم. آن حضرت در طول بیست و پنج سال، بیست و شش مزرعه به دست مبارک خود آباد کرد. اما همین امیرالمومنین، هنگامی که نخلستان را برای فقرا آبیاری می‌کرد، پای هر درختی دو رکعت نماز در دل شب می خواند و آنقدر با‌ خدای خویش مناجات و راز و نیاز می‌کرد که مدهوش می‌شد، از خود بی خود می‌شد، در آن لحظات فقط و فقط به‌ خداوند سبحان توجه می‌نمود و به هیچ کس و هیچ چیز دیگری توجه نداشت. اگر تیر هم از پای ایشان در می آوردند، متوجه نمی‌شد.

منبع: درس اخلاق آیت الله مظاهری 2/4/1389