باشگاه جوانی برنا/محمد مهدی سیار



ای دل تو که مستی - چه بنوشی چه ننوشی-

با هر میٍ نا پخته نبینم که بجوشی



این منزل دلباز نه دزدی ست نه غصبی

میراث رسیده ست به ما خانه به دوشی



دلسردم و بیزار از این گرمی بازار

غمهای دم دستی و دلهای فروشی



رفته ست ز یاد آن همه فریاد و نمانده ست

جز چند اذان چند اذان در گوشی



نه کفر ابوجهل و نه ایمان ابوذر

ماییم و میانمایگی عصر خموشی



ما شاعرکان قافیه بافیم و زبان باز

در ما ندمیده ست نه دیوی نه سروشی






*برگرفته از وبلاگ چشم زخم

***