باشگاه جوانی برنا/"ساماندهی ستاد حمایت از مشاغل خانگی و تصویب سند جامع اشتغال"، "افزایش حداقل دستمزد كارگران به میزان 15 درصد"،" اصلاح قانون كار و بیمه بیكاری" کارهای انجام شده دولت در حوزه اشتغال در سالی که گذشت هستند و حالا دولت در سال 90 اعلام کرده برای اشتغال برنامه‌های جامع و منسجمی با هماهنگی و دقت بسیار بالا دارد. قرار است سال 90، سال توجه ویژه دولت به اشتغال جوانان باشد.

دکتر احمدی نژاد همین اواخر در کرمانشاه گفت که از مهم‌ترین كارهای دولت جهاد و نهضت سراسری برای ایجاد اشتغال و ریشه‌كن‌كردن بیكاری است. رییس جمهور بیان کرد که دولت تصمیم گرفته تمام عزم خود را به كار گیرد كه به شکل مداوم سالی دو میلیون ‌و 500 هزار شغل ایجاد كند و با كمك جوانان ظرف دو سال بیكاری را در كشور ریشه‌كن کند و طبق آماری که رییس جمهور اعلام کرد سالانه تا پایان سال 92 یك‌ میلیون‌ و 200 هزار جوان آماده به كار وارد بازار كار می‌شوند و از گذشته دو میلیون‌ و 400 هزار درخواست كار انباشته شده است. او بارها تاکید کرد که دولت تصمیم گرفته تمام عزم خود را به كار گیرد تا پی‌درپی سالی دو میلیون ‌و 500 هزار شغل ایجاد كند و در این زمینه دست یاری جوانان را می فشارد.

ظاهرا دولت در سال جاری حساب تازه ای روی اشتغال جوانان و البته کمک خود آنها باز کرده است و قصد دارد به شکل ضربتی روی این معضل کار کند. یک طرف ماجرا حرف های دولت است، وعده های محقق شده و محقق نشده گذشته، برنامه های تازه و امیدهای تازه ای که دولت می دهد و طرف دیگر ماجرا شنیدن حرف ها، انتظارها، درخواست ها و مطالبه های نسل جوانی است که بخش عظیمی از 10درصد ( طبق اعلام وزیر کار حدود 10 درصد) بیکار حال حاضر کشور هستند.

طبق اسناد مرکز آمار ایران از سال‌ 1376، طرح‌ نمونه‌گیری‌ ویژگی‌های‌ اشتغال‌ و بیکاری‌ خانوار بصورت سالانه و از سال 1380 تا 1383 بصورت فصلی به اجرا درآمده و از سال 1384 طرح آمارگیری از نیروی کار جایگزین طرح مذکور گردیده است. نرخ بیکاری بر اساس اعلام مرکز آمار ایران در بهار سال 89، 6/14 درصد بوده است؛ مردها 9/11 درصد و زن ها25 درصد. حالا وزیر کار اعلام کرده است، نرخ بیکاری حدود 10 درصد است و البته شیخ السلامی گفته ظرف دو سال نرخ بیکاری را به 7 درصد می رسانیم.

صحبت های دکتر احمدی نژاد درباره برنامه های آتی دولت و اعلام فراخوان برای مشارکت جوانان در ریشه کن کردن بیکاری، مهر تاییدی است بر لزوم استفاده از نظرها، شنیدن درخواست ها و مشارکت عملی جوانان در حوزه اشتغال زایی، به همین بهانه پای صحبت های جوان ها نشستیم تا از پیشنهادها، کمبودها، درخواست ها و انتظارت‌شان بگویند؛ از کارهای انجام شده دولت در سالی که گذشت و آنچه که انتظار برآورده شدن آن را در سال جدید دارند:

هادی اینانلو، دانشجوی ترم 6 رشته مهندسی معدن دانشگاه تهران ، عضو بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی معدن گفت: در حال حاضر کار می کنم، اما شغلم مرتبط با رشته ام نیست. هنوز وارد بازار کار رشته ام نشده ام. دانشگاه تا به حال هیچ برنامه ای نداشته که بخواهد دانشجویان را با بازار کار آشنا کند. از مهم ترین مسئله هایی که وجود دارد، نداشتن سرمایه است. برای مثال اگر دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی معدن بخواهند کار در معدن را شروع کنند، به سرمایه نیاز دارند. شاید از مهم ترین کارهایی که دولت می تواند در حوزه اشتغال جوانان انجام بدهد، سرمایه گذاری در این زمینه است. تحقیقی درباره معادن مس ایران داشته ام، معادنی که مدت ها به خاطر تامین نبودن سرمایه و عدم دسترسی به امکاناتی مثل امکانات فنی، که نتوانسته بودند آنها را فراهم کنند، راکد مانده اند، در حالی که اگر سرمایه و امکانات داشتند، کار آنها نمی خوابید. سرمایه مسئله مهمی است.

در کنار سرمایه تکنولوژی هم مهم است که ما خوشبختانه آن را داریم. برای مثال دانشگاه ما در جامعه بین المللی از لحاظ علمی چیزی کم ندارد و در جایگاه خوبی قرار دارد.استادها و دانشجویان و حتی شرایطی که داریم، حداقل در مورد رشته خودم می توانم بگویم خوب است. چون کشورمان از لحاظ معدن غنی است. تکنولوژی، منابع و آنچه مورد نیاز است، داریم. سرمایه با کنترل باید در اختیار قرار بگیرد.یعنی گاهی پیگیری هایی که باید درباره وام هایی که به نام خودکفایی و اشتغال داده می شود، انجام نمی شود. پیگیری نمی شود که فلان طرح یا وام به نتیجه رسیده است یا نه!

باید دادن سرمایه هدفمندتر باشد. می بینیم که به اشتغال زایی یا صنعت، بودجه اختصاص می دهند اما شاید بازخورد چندان ملموسی نداشته باشد و دلیل آن عدم پیگیری است. مثلا کسی پیگیری نمی کند که فلانی! شما که وام گرفته ای و فلان معدن را به نام خودت ثبت کرده ای چرا معدن را باز نمی کنی. معادنی داریم که کار می کرده اند کسی آنها را خریده تعطیل کرده، شاید مثلاطرف فکر کرده مثل ملک است که اگر بخرد و همینطور بی استفاده نگاه دارد قیمت اش بالا می رود. درحالی که آن معدن مثل کارخانه ای صنعتی است. باید توسعه داده شود. اما به جای اینکه کار توسعه داده شود، خوابیده است. تزریق سرمایه و مهم تر از آن نظارت هر چه بیشتر بر چگونگی استفاده از این سرمایه است که باید صورت بگیرد تا کارها به نتیجه برسند.


علی حقوقی، دانشجوی مهندسی صنایع، 22 ساله گفت : تعداد کمی از بچه های فارغ التحصیل وارد بازار کار می شوند. بچه ها معمولا می گویند سخت می شود وارد بازار کار تخصصی شد، فقط می شود جایی مشغول شد. ایران با توجه به تکنولوژی و منابعی که دارد، نیازمند فراهم شدن زمینه ای است، یعنی بایدکسی باشد که دانشجو و سرمایه را بگذارد کنار منابع خدادادی تا بتوانند با هم به نتیجه ای برسند.

پیشنهاد می کنم ابزارهای کنترلی دقیق تر شوند. نهادهایی که وظیفه کنترل دارند، دقت بیشتری روی کارشان داشته باشند. نباید فکر کنیم تنها بحث سرمایه و تزریق آن به بخش صنعت و معدن جواب می دهد. باید نظارت هم وجود داشته باشد.

محمود اسدیان، ورودی سال 87 رشته مهندسی معدن، گرایش اکتشاف، متولد 68 :  تصور همه این است که رشته معدن بازار کاری در آینده ندارد. دانشجویان مدارک لیسانس و فوق لیسانس می گیرند و وارد رشته های دیگر می شوند. این تفکر اشتباه است. من در حال حاضر کار می کنم و فکر نمی کنم بتوانید رشته ای را پیدا کنید که دانشجوی سال سوم یا دوم آن بتواند در زمینه رشته اش کار کند. به جرات می توانم بگویم رشته پولسازی است. کشور ما غنی از معادن فقیر است. یعنی معادنی که عیار آنها پایین است، اما اگر کمی روی آنها کار شود، می شود درآمدی معادل یا بیشتر از درآمدی یکساله از فروش نفت کسب کرد.

بخش های معدنی کشورمان بسیار زیاد است و روی کمربند مس جهانی قرار دارد. دو معدن مس بسیار بزرگ داریم؛ معدن "سونگون" تبریز و معدن "سرچشمه" که شهرت جهانی دارند. اگر استخراج و ارزیابی این معدن تمام شود، بزرگ ترین معدن مس جهان می شود. در حال حاضر بزرگ ترین معدن جهان معدن شیلی است. رشته معدن در کارشناسی دو گرایش استخراج و اکتشاف و در کارشناسی ارشد گرایش های اکتشاف نفت، اکتشاف معدن، استخراج، مکانیک سنگ و فرآوری دارد. جدا از اینها هم که بخواهیم حساب کنیم، بچه ها در ژئو فیزیک و ژئو شیمی می توانند کار کنند. اگر زمینه هایی فراهم شود که بچه ها در رشته هایی مثل ژئو شیمی که زیاد به آن پرداخته نشده است کار کنند، خیلی مفید است و زمینه های اشتغال زیادی فراهم می شود.

معدن سنگ آهن سیرجان به خاطر خرید اشتباه یکی از دستگاه ها، فقط سنگ آهن صادر می کند. در صورتی که ما از سنگ آهن می توانیم استفاده های بسیاری داشته باشیم. در ایران ارتباط صنعت و دانشگاه وجود ندارد. نهایت این است که یکی از استادها با چند نفر از دانشجوهای دور و برش پروژه ای می گیرد و کار می کند و بعد هم تمام می شود. اگر بشود کار آموزی ها را هدفمند کرد، قدم موثری در زمینه ایجاد اشتغال برداشته ایم. یعنی حتی اگر می خواهند به دانشجوی کارشناسی کارآموزی بدهند، اگر مشکلی در فلان معدن داریم، از این دانشجو استفاده کنند. شاید دانشجو تجربه نداشته باشد، اما خیلی از کارها در همه رشته های مهندسی به خلاقیت نیاز دارد. همه می توانند از روی دستور العمل هایی که آموخته اند کار کنند، اما وقتی کار به مشکل می خورد، خلاقیت به کار می آید. برای مثال در پروژه تونل رسالت به گل فشان؛ قناتی که از تجریش می آمد برخورده بودند، هر چقدر جلوی آن را می گرفتند، باز هم می آمد.

اگر در این کار به جای مهندس عمران، از دو نفر مهندس معدنی که ژئوفیزیک می دانستند، کمک می گرفتند خیلی راحت جلوی میلیاردها خسارت گرفته می شد. یا مثلا سد لار، آب می داد. اگر آن را با مهندس معدن کار می کردند، مهندس معدن می گفت بستر این سد روی سنگ های آهکی است. آب سنگ های آهکی را می شوید، سنگ آب را از خودش رد می کند، بعد هزینه های زیادی صرف شد تا آنجا را با تزریق بتن و سیمان پوشش دادند. می خواهم بگویم کار برای انجام دادن زیاد است، فقط باید به جوان ها اعتماد کنند. 

بازدیدهایی که توسط دانشگاه برگزار می شد، کم کم جمع می شود، دانشجوی معدن تا سر زمین نرود، تنها با درس های تئوری نمی تواند چیزی یاد بگیرد. شاید دانشجوی مکانیک یا برق بتواند سر کلاس همه چیز را بیاموزد، اما دانشجوی معدن تا سنگی را سر زمین نبیند چیزی یاد نمی گیرد. سنگی که در آزمایشگاه است با سنگی که در معدن است واقعا فرق دارد. مشکل اینجاست که می خواهیم بازدید برگزار کنیم، می گویند بودجه نداریم. بودجه می دهند می گویند مجوز نداریم. اینجور مشکلات اگر حل شود و برای هر ورودی رشته معدن سالی 2 یا 3 بار بازدید از مناطق معدنی برگزار شود، خیلی از مشکلات حل می شود. بچه های ورودی 81 در مقطع دکتری و کارشناسی ارشد از رشته شان ناراضی هستند، چون دانشجو وقتی می بیند استادی بی حال تر از خودش سرکلاس می آید، عملا هیچ انگیزه ای ندارد. فقط 10 درصد از بچه ها علاقه دارند و خودشان دنبال کار می روند. باید بازدید ها بیشتر شود. ارتباط صنعت و دانشگاه بیشتر شود.
 
مسئله دیگر بودجه است. منِ دانشجو هیچ کاری نمی توانم انجام بدهم چون تا بروم جایی بخواهم کار کنم پروانه ثبت کنم. پروانه اکتشاف بگیرم، تا به بهره برداری برسد حداقل 100 میلیون خرج دارد. اگر روی معادن کار شود درآمد زایی می کنند و بعد همان درآمد می تواند در دانشگاه ها خرج شود.

دانشجو ها وقتی وارد این رشته می شوند، اطلاعاتی راجع به آن ندارند. اگر از آنها درباره رشته شان سوال کنی، مثلا درباره تفاوت آن با سایر رشته های مهندسی، چیزی نمی دانند. اول باید بتوانیم فرهنگ سازی کنیم که دانشجوها با آگاهی وارد رشته شان شوند.

از طریق یکی از دانشجوهای دوره ارشد که در شرکتی کار می کند و با سازمان زمین شناسی در ارتباط است، فیلدهایی می گیریم و پروژه های ژئو شیمی و نقشه برداری می گیریم. کار در صحرا و سخت است. از سال 85 حقوق کارشناسی که می رفت سر زمین کار می کرد، روزی 35 هزار تومان بود و هنوز هم همان مقدار است. در صورتی که حقوق کارگری که با مهندس سر زمین می رفت سال 85 ، 15 هزار تومان بود و حالا 50 هزار تومان شده است.


یکی از دانشجوهای مقطع دکتری، رشته برق گرایش قدرت، دانشکده فنی،35 ساله و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد گفت: زمینه اشتغال بچه های فارغ التحصیل رشته های فنی مرتبط با سه وزارت خانه صنایع، نیرو و نفت است. فارغ التحصیل ها یا می توانند به عنوان کارفرما در قالب سه وزارتخانه مشغول کار شوند، یا می توانند در قالب شرکت های مهندسی مشاور و پیمانکار کار کنند. غیر از اینها کارهای دیگری مثل تدریس و آموزش در دانشگاه و مدارس هم هست. 

اما مشکلی که وجود دارد این است که تعداد دانشجوهایی که تربیت می شوند به تناسب بازار کار نیست. به تناسب نیاز جامعه نیرو تربیت نمی کنیم و همه این را می دانند. شرایط اقتصادی جامعه هم در شکل گیری بازار کار موثر است، گاهی حجم پروژه ها بالا می رود و کلی شغل تعریف می شود، رشته های مهندسی پروژه ای و کوتاه مدت کار می کنند و بعد سراغ پروژه بعدی می روند، البته اگر وجود داشته باشد.

همه شرکت ها در مرحله آخر به دولت نیاز دارند. برای شروع کار نیاز به سرمایه، نیروی انسانی و فضا وجود دارد و آنچه که مهم تر است روابط است. واقعیت این است که روند فعلی زیاد سالم نیست.

در دانشگاه دو مشکل داریم. اول اینکه سرفصل های دروس دانشگاهی قدیمی است. فرض کنید 50 سال پیش دانشگاه های امریکا سر فصل هایی داشتند، اینجا همان ها را کپی کردند، در حالی که آنها فلسفه ای داشتند و دنبال آن بودند و ما هم چشم و گوش بسته همان ها را قبول کردیم، بدون اینکه نیازهای صنعت و جامعه خودمان را بدانیم. یک مسئله این است و مسئله دیگر این است که سرفصل های درسی رشته های فنی بسیار قدیمی شده است.

در رشته های فنی این مسئله مهم است که کسانی که به دانشجوها تدریس می کنند، حتما باید تجربه عملی داشته باشند و خودشان در آ ن رشته کار کرده باشند. اما متاسفانه این را نداریم. یعنی افراد وقتی به مرحله ای می رسند، دو مسیر کاملا جدا را انتخاب می کنند،یا دانشگاه و آموزش، یا وارد کار در رشته خودشان می شوند. کم داریم اشخاصی را که هم کار کنند و هم تدریس، تا تجربه شان را سر کلاس ها به دانشجوها منتقل کنند. مطالبی که سر کلاس ها گفته می شود تئوری محض است و هیچ تجربه ای پشتش نیست.

دانشگاه هیچ کاری در این زمینه نمی کند. فرض کنید جراحی که در دانشگاه هم تدریس می کند، تا زمانی که خودش جراحی نکرده چه چیزی می خواهد به دانشجوها انتقال بدهد. چون همزمان با تحصیل در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد کار هم می کردم دو مسیر را با هم به موازات بالا رفتم. دانشگاه و صنعت هر کدام مسیرخودشان را می روند، کسی به دیگری کاری ندارد.




***