باشگاه جوانی برنا/الهام عطائی

در بدترین شرایط به کمکت می آید، وقتی نمی توانی راه بروی، یا مثلا برای خوردن قطره ای آب محتاج دست دیگری هستی. وقتی مثل تکه ای گوشت افتاده‌ای روی تخت بیمارستان و هر بار چشم‌هایت را باز می کنی و دردهایت باز به سراغ‌ات می آیند، سپید پوشی بالای سرت ایستاده که دردهایت را می فهمد، حرف هایت را می شنود و برای بازگشت سلامتی‌ات تلاش می کند.قبول که هر کدام از ما برای کاری که انجام می دهیم پول می گیریم، اما تحمل سختی های بعضی مشاغل کار هر کسی نیست. باید سرشار از احساس و عشق باشی تا سختی های شغل پرستاری را تحمل کنی و دم نزنی، باز هم به روی بیمارها لبخند بزنی، باز هم تا صبح بیدار بمانی و به تخت های همه بیمارها سر بزنی.

پرستاری در اسلام از زمان شروع جنگ های اولیه در صدر اسلام شروع شده و تاریخی هزار ساله دارد. به حضرت یوسف (ع) هم نسبت پرستاری داده اند،
امام صادق (ع) در این زمینه فرموده اند: یکی از عواملی که موجب شد حضرت یوسف(ع) را فردی نیکوکار بدانند، این بود که در زندان به امر بیماران وپرستاری از آنان اهتمام می روزید و از آنان مراقبت می نمود.

حضرت علی (ع) هم از پیامبر(ص) پرستاری می کرد. در جنگ احد دندان پیامبراسلام (ص) شکست و کلاهخود سرایشان را زخم کرد، در آن زمان فاطمه (س) خون جراحت پیامبر را می شست و علی (ع) با سپر آب می آورد، وقتی فاطمه(س) دید خون بند نمی آید، تکه حصیری را سوزاند و خاکستر آن را روی زخم گذاشت تا خون بند آید.

اما، علی(ع)، فاطمه(س)، یوسف(ع) و نه هیچ‌‎کس دیگری به پای حضرت زینب(س) نمی رسند. نام او و پرستار با هم گره خورده است. علی بن الحسین (ع) در جایی فرموده اند: "شبی که فردای آن پدرم به شهادت رسید، من نشسته بودم و عمه ام زینب در نزد من بود و ازمن به گونه ای نیکو پرستاری می کرد. "

حالا بعد از گذشت هزاران سال، هنوز هم نام پرستار و زینب (س) با هم به میان می آیند. امروز روز میلاد بانوی خوبی ها و صبر و تحمل و روز پرستار است و بهانه خوبی است برای نشستن پای حرف های پرستارها، پرستارهایی که در کنار این شغل، هنرمند هم هستند.

اما بهتر است امروز در کنار همه تبریک های معمول به پرستارها از گلایه هاشان هم بگوییم، از اینکه می گویند هنوز وعده هایی که به آنها داده شده محقق نشده اما عشقی که به شغل شان دارند آنها را متعهد نگاه می دارد. امروز روز خوبی است که پرستارها باز هم خواسته های‌شان را مطالبه کنند.


سیما شکوری،کارشناس پرستاری،37 ساله،نقاش،پرستار بیمارستان شهید مصطفی خمینی (ره)

* 12 سال سابقه کار دارم.از قبل از پرستار شدن از 6 سالگی نقاشی می کردم، اگر به کاری علاقه مند باشید در هر فرصتی به آن می پردازید. زمانی که تعطیل هستم نقاشی در سبک رئال،به شکل حرفه ای نقاشی می کنم.

*فکر می کنم بی مهری همراهان بیمار، برای پرستار غیر قابل تحمل است، البته پرستار آنقدر مهربانی دارد که همه را ببخشد. ولی رفتارهای بد اطرافیان بیمار پرستار را می رنجاند.البته من چون در بخش‌های ویژه کار می کنم کمتر با همراهان مریض ارتباط دارم. قبلا بخش سی سی یو بودم و دو سال است در بخش آی سی یو کار می کنم.اما برای همکارانم پیش آمده که با آنها برخوردهای بدی شود.

*اگر عاشق پرستاری باشی، لذت بخش است. کار در بخش‌های ویژه با بخش‌های معمولی تفاوت هایی دارد. در بخش معمولی استرس کار کمتر است، اما در بخش‌های ویژه کار حیاتی است. یعنی در ثانیه یا دقیقه‌هایی می شود جان بیماری را نجات داد یا باعث شد او جانش را از دست بدهد. وقتی بیمار سلامتی‌اش را به دست می آورد و مرخص می شود برای پرستارلذت بخش است.

* قبل از وارد شدن به این شغل طبیعی است که مثل هر شخص دیگری که وارد کاری می شود آگاهی نسبی نسبت به این کار داشتم. به هر حال خیلی از مسایل وقتی وارد کار می شوی نمود پیدا می کند.

*در آمدی که داریم از نظر اقتصادی جوابگوی‌مان نیست، اما خوشبختانه همه پرستارها به کارشان عشق می ورزند و این عشق باعث می شود همه چیز را تحمل کنند.

*هر کسی نمی تواند پرستار باشد، باید احساس داشته باشی و اگر احساس نداشته باشی نمی توانی بیمار را درک کنی.


داریوش آدین،پرستار بیمارستان روان پزشکی رازی، 56 ساله،کارشناس پرستاری وعکاس

*در درجه اول علاقه برای ورود به این رشته مهم است اگر اینطور نباشد، این شغل عذاب آور است. محل کارم این علاقه را تشدید می کند چون کار با بیماران روانی را خیلی دوست دارم.

*موضوع بیشتر عکس‌هایم طبیعت است، اما در زمینه‌های اجتماعی هم کار کرده ام. مثلا در مورد عزاداری‌های عاشورا و تاسوعا از تکیه ها عکاسی کردم. این موضوعات برایم جذابیت دارد. اگر منظور از حرفه ای عکاسی کردن کسب درآمد مادی باشد، پولی از این راه در نمی آورم. فقط به خاطر علاقه ای که به هنر دارم کار می کنم.

* عواطف در کار پرستاری از بیماران روانی موثر است. چون کار بسیار سختی است. بیماران بخش های معمولی سلامتی‌شان را به دست می‌آورند و به خانه بر می گردند، اما بیماران روانی بسته به نوع بیماری‌شان فقط با دارو تا حدودی کنترل می شوند.

*در بخش روانی بیماران به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند. بیماری بعضی از بیماران درمان شدنی نیست و همیشه اینجا ماندنی هستند. در بخش‌هایی بیماران تا زمانی که فوت کنند در بیمارستان می مانند و بعد به این شکل ترخیص می شوند.

* در بخش‌های مختلفی مثل داخلی و اعصاب بیمارستان لقمان، جراحی اعصاب بیمارستان شریعتی و داخلی بیمارستان امام خمینی(ره) و کلینیک جراحی پلاستیک هم بوده‌ام.

*در اینجا از نظر روحی کارم سخت تر است. اگر بخواهیم از مریض ها بازخورد بگیریم؛ اصلا نمی توانیم کار کنیم. در عین حال اینکه اینجا عواطف در کار دخالت دارد، نمی توانیم آن را در کار دخیل کنیم و باید حرفه ای عمل کنیم. یعنی در عین حال اینکه تاثیر نگیریم با عشق برای بیمار کار کنیم.

*ناموفق بودن پرستار در کار برایش غیر قابل تحمل است.حداقل برای من که اینطور است. متاسفانه در آمدم کافی نیست. بیشتر آقایان پرستار چند جا کار می کنند، اما من اینطور نیستم و می خواهم در همین جایی که کار می کنم به نحو احسن از پس کار بر بیایم.

*نگران نیستم که امینت داشته باشم. بیماران روانی تا وقتی که دارو خورده اند دچار مشکل نیستند و فرقی با افراد عادی ندارند.اگر شخصی تجربه ای در این زمینه نداشته باشد، متوجه بیماری این افراد نمی شود.

* زندگی کردن و تجربه کردن دید هر شخصی را تغییر می دهد،حالا فرض کنید اگر شغل دیگری داشتم باز هم فرقی نمی کرد. تجاربی که کسب کرده ام در زندگی ام تاثیر گذار است.

*پیشرفت پرستاران در ایران کمی سخت است. در ایران پیشرفت را بالارفتن مقاطع تحصیلی می نامیم. همسرم هم پرستار است و به خوبی یکدیگر را درک می کنیم.

*اگر به عقب برگردم باز هم همین رشته را انتخاب می کنم. اگر پنج سال پیش از من می پرسیدید می گفتم نه، به خاطر شرایط مالی زندگی، نه به خاطر سخت بودن حرفه پرستاری، به خاطر در آمد آن که در ایران بر خلاف کشورهای دیگر کم است.

*برخورد بد با پرستارها در ایران عرف است.البته در کنار آن برخورود های خوب و مناسب هم دیده ایم و این به آن در. به هر 2 گروه یک جور خدمات می دهیم.

*به سریال پرستاران علاقه دارم و هر وقت بتوانم نگاه می کنم.

طوبا علی مدد،کارشناس پرستاری، 26 ساله،پرستار بیمارستان کودکان علی اصغر(ع)

*2 سال سابقه کار دارم. سالیان سال است که کارهای هنری می کنم. معرق چوب و گندم، دکوپاژ و نقاشی با متدهای متفاوت.

*در بیمارستان علی اصغر در بخش کلیه و غدد کار می کنم. کار پرستاری متفاوت و شیفتی است. یک شب درمیان حدود 13- 14 ساعت شیفت می گذرانم. در بیمارستانی که کار می کنم، اصولا اوقات بیکاری خاصی ندارم، چون تعداد بیماران زیاد است و بخش کودکان مراقبت هایش با بزرگسالان متفاوت است. چون در کودکان هر لحظه امکان خطر وجود دارد.تا صبح که اصلا متوجه نمی شویم چطور صبح می شود، در اتاق های بیماران می گردیم و به آنها سر می زنیم و آخرین کاری که می کنیم روبه راه کردن پرونده های بیماران و نوشتن شرح حالی از شیفتی که گذرانده ایم در پرونده است.

*پرستاری در بخش کودکان ظرافت های خاص خودش را دارد، ظرافت هایی از نظر کاری و حرفه ای، از نظر روحی فضای کاملا متفاوتی است. جدا از دردی که بچه ها می کشند وشاید برای پرستار خیلی سخت باشد، اما پاکی بچه ها انگار آدم را ازدورن می سازد. حال و هوای کارکردن در این بخش جور دیگری است.

*برای پرستار بی عدالتی و اینکه کسی بخواهد جایی از کارش کم بگذارد، سخت و غیر قابل تحمل است.

*قبل از انتخاب این رشته دیدگاهی که حالا دارم را نداشتم. فکر می کنم تقدیر الهی بود که وارد این رشته شوم. چون رشته تحصیلی ام در دوران دبیرستان ریاضی و فیزیک بود و بیشتر به رشته های مهندسی علاقه داشتم. انگار خدا همه چیز را جلوی پای من قرار داد و وارد این رشته شدم.

*همیشه از خدا خواستم اگر قرار است وارد شغلی شوم، کاری باشد که با مردم در ارتباط باشم و بتوانم کاری برای آنها انجام بدهم. فکر می کنم به خاطر همین دعاها بود که این رشته جلوی پایم قرار گرفت.

*اصلا فکر نمی کردم وارد کار در بخش کودکان شوم. دوران کارآموزی که به بیمارستان می رفتم، بخش کودکان را دوست نداشتم. اما وقتی وارد کار شدم گفتم از این به بعد هر جا کار کنم، فقط در بخش کودکان کار می کنم. شب زنده داری با بچه ها دنیای متفاوتی دارد.

*سریال پرستاران را می دیدم اما حالا چون معمولا در ساعت پخش آن سرکار هستم وقت نمی کنم وگهگاهی آن را می بینم.

*بارها پیش آمده که با من برخورد بد شده؛ در بخش کودکان برخوردهای این چنینی بیشتر است چون بیماری فرزندان روی خانواده ها از نظر روحی خیلی تاثیرگذار بوده و آنها را آشفته می کند.بیمارستان کمبود نیرو داشت،تعداد مریض ها بالا بود و بعضی از بیمارها مراقبت های خاص خودشان را می خواستند و نمی شد به آنها بی توجهی کنی.پدر و مادرهایی که بچه های شان را به بیمارستان می برند بالاخره انتظارهایی دارند.گاهی کار ما هم سنگین می شد، این میان واکنش هایی هم بود اما همیشه سعی می کردیم به بهترین نحو حل شود.

*سعی می کنم صبر و تحلم زیاد باشد.البته ابتدای کار تحملم زیاد بود اما بعد شیفت های شب کمی رویم تاثیر گذاشت. اما همیشه سعی داشتم برخورد خوبی داشته باشم و خودم را در موقعیت آنها قرار بدهم.

*فکر می کنم دلیل انتخاب روز تولد حضرت زینب(س) به عنوان روز پرستار به این خاطر است که حضزت زینب(س) کسی بوده که همیشه مراقبت از امام حسین(ع) و کودکان ایشان به عهده اش بوده است. حتی در بدترین حالت ها و زمان جنگ، ایشان بودند که با شب زنده داری‌هاشان مرهمی بر زخم آنها می گذاشتند. کسی به اندازه حضرت زینب (س) این دوره سخت را نگذرانده است.

*پیشنهاد کار در جایی دور افتاده را قبول می کنم. خودم خیلی دنبال این موضوع بودم. دوست دارم خرمشهر کار کنم. چون در گذشته با گروه های جهادی پزشکی به این مناطق می رفتم خیلی علاقه مند بودم در این شهر و فضاهای این چنینی کار کنم، چون کار پرستاری در تهران راحت است و کسانی هستند که اگر من روزی نرفتم جای من را بگیرند و کار روی زمین نماند. اما وقتی به بیمارستان خرمشهر رفتم دیدم که چقدر از نظر کادر پرستاری کمبود دارند.

*فکر می کنم مهم ترین کار پرستار جدا از مراقبت ها، دادن اطلاعات وآموزش است.

*شغل پرستاری اینقدر سخت هست که قابل مقایسه با شغلی نیست. از قول پرستاری جوان به مردم می گویم: از بزرگ‌ترین عومالی که باعث شکر گذاری به درگاه خدا می شود این است که هر لحظه مواظب و مراقب خودمان باشیم تا بیمار نشویم و این شکر گذاری به درگاه خدا است.

*خیلی پش می آید که پرستارهای باتجربه نکته ای را بگویند. خیلی خوشحال می شوم و استقبال می کنم تا از تجربه های آنها استفاده کنم.اصلا هم نارحت نمی شوم اگر کسی مو ضوعی را به من گوشزد کنند. چون کار ما فقط وابسته به خودمان نیست و وابسته به مردم است. بنابراین همه برای یکدیگر خیر می خواهیم.

حرف آخر: در تعاریفی که در مورد رشته پرستاری آمده است، گفته شده : هرچند در گذشته به تمام مراقبین بیماران و ناتوانان پرستار می گفتند ولی امروزه پرستار فردی است که دارای تحصیلات دانشگاهی در این زمینه است.پرستارها در مقاطع تحصیلی کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا امکان تحصیل دارند. اما این تعریف کاملی نیست چون هنوز هم می شود به تمام مراقبین بیماران و ناتوانان پرستار گفت.



***