به گزارش خبرنگار بین‌الملل برنا، امیر موسوی، استراتژیست و مشاور دفاع وزیر دفاع اسبق و رئیس کنونی مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی در گفت و گو با این خبرگزاری به تشریح تاریخچه‌ای از مذاکرات هسته‌ای دو طرف در زمینه هسته‌ای ایران پرداخت. مشروح سخنان وی در ادامه آمده است:

محرمانه بودن این وقایع به خاطر این است که آقای ظریف می داند خانم اشتون ارتباطات مشکوکی با گروه های صهیونیستی و گروه های ضد انقلاب، مخصوصاً منافقین دارد. آمریکایی ها، فرزند نامشروعشان، رژیم صهیونیستی و انگلیسی ها برای نشان دادن خوش خدمتی خود به اسرائیل و کشورهای عربی آنها را از جریانات بی خبر نمی گذارند.

ایران رسماً کشورهای عضو 1+5 را در یک محک و آزمایش مهم و تاریخی قرار داد، اگر این ها در این قضیه به تعهدات خود نتوانند عمل کنند در کنفرانس بعدی ظریف دست بالایی خواهد داشت. یعنی در صورتیکه طرف مقابل به تعهدات عمل نکند ظریف می تواند بگوید اینها در مقابل یک توافق کوچک به تعهد خود نتوانستند عمل کنند پس چطور ما می توانیم وعده هایشان را بپذیریم.

هر مقامی در ایران یک چیزی می گوید و رژیم صهونیستی تمام این ها را رصد می کند. در داخل به خاطر ساده لوحی بعضی مسئولین مشکل داریم. رژیم صهیونیستی خبرهای مورد نیاز را در می آورد تا نگرانی هایش را کمتر کند زیرا این رژیم در این جریان متضررترین است، زیرا توافق ولو کوچک به ضرر اسرائیل و بعضی کشورهای حوزه خلیج فارس به خصوص صعودی ها می باشد.

در این میان گفتنی است که بحث محرم یا نامحرم بودن ملت ایران نیست، این یک بحث استراتژیک است زیرا نمایندگان ملت ایران در این کنفرانس حضور داشتند. آقای ظریف اعلام کرد که جزئیات را بعداً منتشر می کنیم و گویی قرار است هر دو طرف برای آزمایش و ارزیابی طرف مقابل سکوت اختیار کنند.

آقای موسوی در رابطه با طرح پیشنهادی ایران در نشست ژنو گفت: به نظر من یک پیشنهاد از طرف ایران با دو محور ارائه شده است یک محور اینکه خط قرمز مشخص شد (حق غنی سازی انرژی هسته ای صلح آمیز، برنامه غنی سازی در داخل ایران و نگه داشتن اورانیوم غنی سازی شده در داخل) و دوم مسائلی که می توان در مورد آنها مذاکره کرد که به سیادت و استقلال و حاکمیت و منافع استراتژیک کشور ضربه نزند: از جمله اینکه؛

- بازرسی ناگهانی نمایندگان آژانس بین‌المللی باتوجه به مدت زمان مشخص و محدود و اینکه روند اعتمادسازی باید دو جانبه باشد و ایران خواسته اش این است که اعتماد سازی از هر دو طرف باشد و غربی ها در قبال هر گام مثبت ما یک گام مثبت را کامل و از پیش تعیین شده بردارند. این گام حتما باید از پیش تعیین شده باشد؛ یعنی اینکه معلوم باشد آنها تا دو ماه و یا چهار ماه دیگر چه گامی می خواهند بردارند و هر گام بایدکامل باشد به این معنی که تمام تحریم هایی که از دو سال پیش به قول خودشان برای تنبیه ایران به خاطر تولید اورانیوم غنی شده 20 درصد علیه ایران تحمیل کرده اند تمام این تحریم ها باید برداشته شود.

با توجه به اینکه آقای ظریف با منافع ملی کاملاً آشنا هستند، با حساسیت ها و چارچوب هایی که مقام معظم رهبری تعیین کرده اند، پیش رفتند.

پیام آقای ظریف از محرمانه ماندن؛
- به غربی ها این است که مواظب باشید اگر کوچکترین بازی با تیم مذاکره کننده ایران داشته باشید به شدت با شما برخورد می کنیم.

- دقت و وسواس تیم مذاکره کننده نسبت به منافع ملی و گام هایی که برمی دارند بیشتر می شود، این قضیه شوخی بردار نیست. زیرا در حال حاضر حاکمیت در غربی ها است و استقلال کشور و پیشرفت ملت ایران در تکنولوژی های مختلف مهم است، همچنین باید راه برای هر نوع تجسس و تفحص خارجی ها از موقعیت های غیر هسته ای بسته شود.

اما نکته ای که قابل ذکر است این است که خط قرمزهای داخلی هم باید حفظ شود یعنی آقایان باید چارچوب های کلی تحرکات دیپلماتیک را نگه دارند چون آقای ظریف در تیم مذاکره کننده باید مساحتی برای مانور دادن داشته باشد.

ما الان به دنبال گرفتن امتیازات استراتژیک از جهان و استکبار جهانی هستیم به طوری که این جهان استکباری 35 سال ایران را از حق مسلم خود محروم کرده است. پس حق گرفتن از آنها بسیار سخت است؛ بنابراین تیم گفتگو کننده باید قدرت مانور داشته باشد منتهی در همان چارچوبی که مقام معظم رهبری تعیین کرده اند (حساسیت هایی به نام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی و آرمان های انقلاب اسلامی) باید مدنظر آقای روحانی ، آقای جلیلی و تیم مذاکره کننده باشد.

به نظر من در مجموع حرکت های مردم و مسئولان ایران خوب است و تیم مذاکره کننده شرایط خوبی دارد، لذا باید فصاحت قدرت مانور آنها را بالا ببریم تا هم در آنجا ضعیف ظاهر نشوند و هم تردید در اقتدار آنها صورت نگیرد.

آقای موسوی مذاکرات اخیر را در مقایسه با مذاکرات قبلی بهتر ارزیابی کردند و گفتند از آنجایی که آقای ظریف اصلا در بحث ها سراغ حاشیه نرفت این به وضوح مشاهده می شود؛ البته زحمات قبلی ها مخصوصاً زحمات آقای جلیلی در آلماتی را هم نباید نادیده گرفت. بنابراین رئیس دیپلماسی کشورمان از تجربیات 10 ساله قبلی ها هم استفاده کرده است.

همچنین با توجه به حضور آقای عراقچی در این نشست ها و بالاخص اینکه ایشان در دوره های قبلی هم حضور داشتند مذاکرات را به صورت تکمیلی جلو می برند و این مکمل تلاش های گذشته است، اما با یک روش و سیستم جدید و دیدگاه های آقای روحانی.

مذاکرات ژنو و سیاست ایران کل دنیا را منفعل کرده است و این نشان می دهد که حرکتی انجام گرفته است که هم دوستان ایران و هم دشمنان ایران عکس العمل نشان می دهند، مخصوصاً عصبانیت رژیم صهیونیستی، عربستان و بحرین و بعضی دیگر کشورهای منطقه آشکارا قابل مشاهده است. البته باید کاملاً هوشیار و آگاه باشیم که عصبانیت این کشورها نباید در داخل نیز با عصبانیت جواب داده شود، زیرا عصبانیت ما در داخل می تواند تخریبی باشد. سعود الفیصل و بندر بن سلطان عصبانیت های تخریبی را انجام می دهد پس دیگر ما نباید حرف آنها را در داخل تکرار کنیم، ما اگر عصبانیتی هم داشته باشیم برای حفظ منافع و ارائه راهکار بهتر باشد، نباید مسئولان اجازه دهند دشمنان از اصطکاک هایی که در داخل صورت می گیرد استفاده کنند.

آقایان ظریف و عراقچی باید محکم و قوی در مقابل برنامه ها و هدف هایی که دارند بایستند تا کل غرب بداند که تیم ایران در چارچوب نظام و قانون اساسی و رهنمودهای مقام معظم رهبری حرکت می کند. باید مسئولین در داخل به آقای ظریف اعتماد کامل را بدهند تا آنها قدرت مانورشان بیشتر شود. با توجه به اینکه مدت زمان ایران کم است مرحله سختی در پیش داریم و تیم مذاکره کننده تلاش می کند حق مردم ایران را از غرب بگیرد ما نباید به شادی دشمن کمک کنیم، زیرا فقط عربستان، امارات و بحرین از ادامه درگیری ایران و غرب سود می برد زیرا بنادر و اقتصاد آنها رونق پیدا می کند و ایران مجبور است با باج دادن به ترکیه و پاکستان از امکانات بانکی و بندری آنها استفاده کند و ما هر روز به خاطر تحریم ها ضرر می کنیم.

در هر ارتباط و مذاکره ای اراده طرفین بسیار مهم است. در بحث رابطه ایران و آمریکا ما راه درازی برای شکل گیری مذاکرات داریم. چون اولا باید اراده این کار در دو طرف به بلوغ کامل برسد و طرفین ضرورت آن را احساس کنند که به نظر من اکنون اصل اراده در دو طرف شکل گرفته اما به فعلیت رسیدن آن زمان می برد.

دوم تاثیرات و تبعات این اقدام است که مذاکره ایران و آمریکا چه منجر به روابط شود و چه نشود موافقین و مخالفین بسیاری دارد. سوم اینکه موضوعات میان ایران و آمریکا به دلیل آنکه زمانی طولانی متوقف بوده بسیار متعدد و متنوع است و پیدا کردن اولویت ها می تواند محل مناقشه میان طرفین باشد.

در هر حال به خاطر ضعف آمریکا و گرفتاری های بین المللی و منطقه ای در غرب اراده ایجاد شده است و ما در حال حاضر در حد دو ابرقدرت برخورد می کنیم بنابراین تحولی در غرب ایجاد شده است.

ما در این دور از مذاکرات ادبیات و منطقمان را به روش جدید ارائه دادیم. باید تعامل صورت بگیرد تا نتیجه بگیریم. درست است صهیونیست ها و غربی ها و جمهوری خواهان و کشورهای عربی به طرف های مذاکره کننده فشار می آورند که این توافق صورت نگیرد، اما من فکر می کنم که آمریکا متوجه شده است بدون ایران نمی تواند هیچ کاری از پیش ببرد و مشکل اساسی برای همکاری با ایران مساله هسته ای است لذا آنها عجله دارند این مشکل را حل کنند و شروع به همکاری با ایران بکنند.