با انتصاب محمدعلی نجفی به ریاست تشکیلات سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و انتخاب مدیرانی با پیشینه روشن و موجه در ارکان این سازمان، به یک‌باره شوکی به پیکر نیمه جان و رنجور این سازمان وارد آمد و خونی تازه در شریان‌های خشکیده میراث فرهنگی جاری شد و بارقه‌‌های امید و شوق به فردای بهتر سازمان میراث فرهنگی در قلب دلسوزان این حوزه پدید آمده است.

فردایی که جماعتی تازه به دوران رسیده یک شبه پله‌های پیشرفت و ترقی را در این سازمان در نمی‌کنند؛ فردایی که در آن بزرگان و پیشکسوتان این حوزه حرمت و احترام می‌بینند و نه توهین و افترا؛ فردایی که انتقادهای پیشکسوتان و کارشناسان باستان‌شناسی به نیرنگ تعبیر نمی‌شود و پژوهشگران و باستان‌شناسان از ورود به «موزه ملّی ایران» منع نمی‌شوند.

فردایی که سازمان میراث و سرمایه‌های مادی و معنوی آن در قمارهای سیاسی، بازی گرفته نمی‌شود؛ فردایی که میراث فرهنگی و خانواده آن چند پاره و در به درنمی‌شوند و کتابخانه غنی و اسناد و مدارک آن در بیداد زمانه نیست و نابود نمی‌شود.

مدیران جدید سازمان میراث فرهنگی خود نیک می‌دانند و آگاهند که قبل از هرگونه اقدامی باید ارزیابی واقع بینانه و دقیقی از وضعیت موجود سازمانی که مدیریت آن را بر عهده گرفته اند داشته باشند تا با داشتن اطلاعات کامل از شرایطی که سازمان در آن قرار دارد برنامه ای مدون با اتکا به ابزارهای موجود برای حرکت به سمت وضعیت مطلوب و دست یافتن به آن داشته باشند و در‌شرایط فعلی موضوعی که در این شور و شعف نباید فراموش شود و از چشم مدیران با تجربه و تیزبین تازه منتصب شده پنهان بماند تشکیل یک کارگروه برای انجام ارزیابی دقیق از حجم و میزان آسیب‌های وارده به بدنه اجرایی و تشکیلاتی سازمان و همچنین مشخص کردن زوایای مخرب پیدا و پنهان تصمیمات خلق الساعه و بنیان بر افکنی است که در هشت سال گذشته بر سازمان میراث فرهنگی تحمیل شده است.

با توجه به مسؤلیت سنگین و خطیر مسولین سازمان میراث فرهنگی در قبال نسل‌های گذشته، حال و آینده به نظر می‌رسد در شرایط فعلی یکی از مهمترین وظایف و رسالتهای مسئولین سازمان میراث فرهنگی و البته خواست و مطالبه عمومی از ایشان است.باید صادقانه و بدون ملاحظات سیاسی خسارت‌های وارده به سازمان میراث فرهنگی را تبیین کنند و به عنوان مثال اعلام کنند. در جریان طرح از پیش شکست خورده انتقال و چند پاره کردن سازمان میراث فرهنگی و بازگرداندن آن چه میزان هزینه های مادی از جیب مردم بعمل آمده؟ یا این‌که در جریان جابجایی کتاب‌خانه ارزشمند سازمان چه بلایی بر سر پانزده هزار سند از گزارش‌های باستان‌شناسی، مرمت و نظایر آن آمده است. امروز نود هزار نگاتیو عکس و بیست هزار اسلاید این کتابخانه کجاست؟ پرونده های قدیمی آثار ثبتی میراث فرهنگی چگونه است؟ چهار هزار سند باستان شناسی و چهل هزار کارت عکس نادر و هفت هزار جلد از گزارش‌های باستان‌شناسی به چه حال و روزی افتاده است؟

مدیریت جدید این سازمان متأسفانه میراث‌دار اشتباهات مخرب و ویرانگر مدیران قبل از خود شده است. پس برای اینکه به خاطر سکوت و مسامحه، در اشتباهات مهلک و مخرب آنها سهیم نشوند، می‌بایست وضعیت موجود سازمانی را که تحویل گرفته‌اند منصفانه و دقیق برای مردم تشریح کنند. ضروری است که اطلاعات، اسناد و مدارک مربوط به تخلفات صورت گرفته در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای پیگرد و پاسخگو کردن متخلفان و متجاوزان به حریم و میراث در اختیار مراجع قضایی قرار داده شود.

از مراجع محترم قضایی نیز انتظار می‌رود بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی دین خود را به میراث فرهنگی و معنوی و تمدن ایرانی و اسلامی ما ادا کنند و آمران و عاملان وضعیت موجود سازمان میراث فرهنگی کشور را مورد بازخواست و پیگرد قانونی قرار دهند.