بسم رب النون و القلم


یک عده ای هستند که می گویند: چرا باید شورای نگهبان وجود داشته باشد؟
نمی دانم دیدید از این عده یا نه؟!
اما خب این عده طبعاً به خیلی چیزها توجه ندارند.اصلاً و اصولاً بدون شورای نگهبان که کار، راه نمی افتد.می گوییئ چطور؟ عرض می کنم؛ حقیر توی یک شرکت تولیدی بودم و در قسمت حفاظت آنجا خدمت می کردم. خب، ما شیفتی بودیم.به قول یارو گفتنی: بیس چار- بیس چار! یعنی بیست و چهارساعت، شرکت - بیست و چهارساعت، خانه.
شرکت قسمت ها و طبقات مختلفی داشت و غیر از من آنجا چند نفر دیگر نگهبان بودند. دم در هم که یک پیرمردی بود که البته خیلی کارش سخت نبود مثل ما.خیلی بازیش نمی دادیم. ما چند نفر که با هم بودیم شب ها دور هم یک "شورای نگهبان ها" داشتیم دیگر شما خودت حساب کن.!.
یک شرکت وقتی شورای نگهبان ها دارد، مملکت به این بزرگی نباید یک شورای نگهبان داشته باشد؟

خیلی درگیر این حواشی نشویم.برسیم به مسئله ی اصلی..همان شبهه ی اعتقادی!
یک عده هستند که از رفتار وحرکات و سکنات و شئوناتشان اینطور برمی آید که به روح اعتقاد ندارند. اما به جسم چه طور؟! جسم را چه می کنند؟! جسم را که نمی شود انکار کرد.!.
در پاسخ به آن هایی که وقتی ازشان سوال می پرسی؛ به روح اعتقاد داری؟ می گویند: نه متذکر "جسم" باشید که بدون شک آن را نمی توانند انکار کنند.
زیاده عرضی نیست.