به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری برنا، اخبار تعرض به پسر بچه ها این روزها زیاد به گوش می‌رسد، جامعه نیز به شدت تحت تاثیر این جنایات که به عنوان فجایع انسانی می توان از آنها نام برد قرار دارد و تمام توان مسئولان نیز بر این است تا عاملان این حوادث هرچه زودتر به مجازات اعمال خود برسند. درهیاهوی انتشار و پیگیری این اخبار، جا دارد  نگاهی هم به تعرض های خاموش به دختر بچه هایی داشته باشیم که اکثرا  گفتن ابعاد آن  از سکوت وجودشان خارج نمی شود و به بیان نمی رسد . تعرض هایی که در  خردسالی ها بیشتر رخ می دهد و متاسفانه بیشترهم از سوی محارم است ! اینکه این تعرض های در سکوت مانده، چه تاثیری بر روان، برخوردهای اجتماعی، نوع ارتباطات زناشویی و سرنوشت این دختران در بزرگسالی هایشان خواهد داشت مبحثی بود که با «مریم یوسفی» آسیب شناس اجتماعی به گفت و گو نشستیم که در ادامه می خوانید.

*هیچ ارگانی به طور جدی پیگیر نیست

یوسفی در خصوص مبحث گفته شده چنین  توضیح داد: متاسفانه آمار  این نوع اتفاقات  ناگوار در جامعه، هر روز بیشتر می شود و نکته تلخ ماجرا هم آنجا است که هیچ ارگانی هم به طور جدی و تخصصی بررسی علل افزایش این فجایع را پیگیری نمی کند . پدران و مادران و کلا گذشتگان ما این فرهنگ را سینه به سینه منتقل کرده‌اند که در مواجهه با این گونه مسائل همواره سکوت کنیم که  فرهنگ بسیار غلطی است. من در اینجا فیلم «هیس دخترها فریاد نمی زنند» را یاد آوری می‌کنم که نمونه مشهود از سرنوشت و تهدیداتی است که  کودکان مورد تعرض قرار گرفته را در بر می گیرد .

یوسفی درباره دخترانی که مورد تعدی قرار گرفته‌اند توضیح داد: در خصوص دخترانی که در دوران کودکی مورد تعرض و دستمالی های جنسی قرار می‌گیرند باید بگویم 70درصد آنها  از نزدیکان و محارم و مابقی غریبه مورد تعرض  هستند که   از خجالت وترس چیزی نمی‌گویند .آمار این دختران محدود به منطقه و یک کشور نیست بلکه به وسعت جهان است .

*فرار از تعرض خانگی دختران به خیابان می کشد

وی ادامه داد: ما در خیابان دخترانی را تحت عنوان دختران خیابانی می‌بینیم یا دخترانی که اعتیاد دارند و وارد  باندها و شبکه‌های قاچاق جنسی و گروهک‎های مواد مخدر می شوند. اگر شما با آنها صحبت کنید اکثرا  اولین دلیل فرار از خانه را تجاوز محارم ذکر می کنند. از طرفی اگر وارد مبحث خودکشی شویم می‌بینیم که اکثر دختران و پسرانی که خودکشی می‌کنند ریشه به تجاوز در کودکی آنها دارد. آسیبی که  در ضمیر ناخودآگاهشان پنهان می‌شود، رشد می‌کند، آن‌ها را مورد اذیت و آزار روحی قرار می‌دهد و شخصیت و زندگی کودک را به طول کل تغییر می‌دهد.

*ازدواج های ویران و مادران هراسان

وی با بیان اینکه  تعداد محدودی از این دختران ازدواج می‌کنند گفت :  بعضی از این افراد  که درونگراترند زندگیشان را ادامه می‌دهند و سپس ازدواج می‌کنند و هنگامی که مادر می‌شوند مادری بسیار ترسو خواهند شد که حتی نمی‌گذارند کودکانشان اندکی آزادی داشته باشند. زیرا چون این  بلا بر سر خودش آمده و تا به امروز که مادر یک بچه شده اند هیچ وقت به هیچ عنوان این درد را بیان نکرده‌ است، زیرا از آبرویش می‌ترسیدند می ترسند برای فرزندشان نیز رخ دهد . مادری که در کودکی مورد تعرض قرار گرفته حال زنی است که ازدواج کرده و مادر شده اما مادر خوبی نیست زیرا دچار وسواس فکری شده است از این رو، بچه‌ای که تربیت می کند نه استقلال دارد و نه اعتماد به نفس، او همواره از این می ترسد که هر آن ممکن است همسر یا پسرش یا مرد غریبه  به دخترش تجاوز کنند.

زنانی که از روانشناس هم دوری می کنند

یوسفی با بیان اینکه اغلب زنان این مساله را با همسرشان مطرح نمی‌کنند گفت: عموم  این زنان می‌گویند همسر من آدم خوبی است اما من نمی توانم به آن اعتماد کنم چون به پدر،پسر عمو، پسر دایی و یا برادر شیری خودم هم اعتماد داشتم اما مورد تجاوز و تعرض آن‌ها قرار گرفتم. به همین دلیل آن‌ها کودکانی را تربیت می کنند که سرکوبگرند و نمی توانند حرف خودشان را بزنند و از ترس همیشه فرزندش را کنار خود نگه‌میدارد. متاسفانه این زنان حتی کمتر نزد روانشناس می روند و این درد عمیق روحی همیشه همراهشان هست حتی اگر به آن فکر نکنند.

زنان غیر ایرانی در افشآی این راز  شجاع ترند

یوسفی  زنان کشورهای خارجی در کودکی مورد تعرض قرار گرفته رادر  بیان این موضوع شجاع‌تر از زنان ایرانی دانست و گفت: اینگونه اتفاقات مخصوص ایران و حتی خاورمیانه نیست ، قصه این نوع تعرض ها با داستان زندگی بسیاری از زنان جهان پیوند خورده است . دختران و زنان ملل مختلف  نیز طبیعتا از سوی متجاوز  تهدید می شوند که اگر به کسی بگویی پدر و مادرت و حتی خودت را می کشیم،در تمام دنیا وقتی تجاوز صورت می‌گیرد تهدیدات هم شروع می‌شود  اما آن‌ها به گونه‌ای تربیت شده‌اند تا بدون ترس در این‌باره ،با مادر، رواشناس، مشاوره یا معلمشان  صحبت کنند. آن‌ها نیز فرزندشان را نجات می‌دهند و آن فاجعه را مثل یک تخته پا کن از ذهنش پاک می کنند. ولی این جا برخورد ها کمی ناپخته است، تا جایی که امکان دارد فرد قربانی این گونه حوادث را به خودکشی هم برسانند، آن درصد کمی هم که باقی می‌مانند ازدواج می‌کنند اما زنان و مادران خوبی نخواهند شد در آخر هم بعضی از زندگی‌ها به طلاق و خودکشی ختم می‌شوند.

این آسیب شناس اجتماعی ادامه داد :  در دنیا اتفاقی ناخوشایندتر از تعدی و تجاوز به یک نفر وجود ندارد. هراتفاقی جز این اتفاق برای هر فردی در جهان رخ داد ، تمایل دارد در خصوص ماجرا با دیگران صحبت کند تا آرامش یابد یا راه حلی برای به آرامش رسیدن پیدا کند ولی این مبحثی با اینکه نیاز مبرم به گفته شدن و درمان روح دارد اغلب در سکوت می ماند و دهان قربانیان در بازگو کردن این مشکل بسته است . سکوتی که پیامدهایش در آینده زندگی او نمایان می شود و آسیب هایی را به زندگی خود و دیگران می زند.

یوسفی باردیگر با تاکید بر اینکه بسیاری از زنان خیابانی قربانیان تعرض های در سکوت مانده از سوی محارم خود هستند، گفت: برخی از مادران هنوز در شوک‌اند که چرا دخترش از خانه فرار کرده ؟ مگر او در خانه چه چیزی کم داشت؟ من جانم را هم برایش می‌دادم ،چرا رفت؟ آن‌ها نمی دادند که دخترشان یک کوله بار سنگین از غم را روی شانه‌هایش حمل می‌کند و چون نمی‌تواند این بار را بر زمین بگذارد از خانه فرار کرده است.او نمی‌تواند برای مادرش تعریف کند و می‌ترسد از اینکه مادرش از شوهرش طلاق بگیرد یا با برادرش قطع رابطه کند و یا روابط خانواده به هم بخورد. می ترسد از این که حتی مادرش حرفش را باور نکند و او را متهم کند.

*زنانی سرد و فراری از ارتباطات زناشویی

وی در پاسخ به این سوال که قربانیان این گونه تعرض ها در ارتباطات زناشویی خود چگونه خواهند بود گفت : خود به شخصه مراجعان زیادی به مطب دارم ، زنانی که مشکلات جنسی با همسرانشان دارند. شش ماه از ازدواجشان گذشته ولی هنوز حاضر به ارتباط زناشویی  نیستند .وقتی با بعضی از آن‌ها حرف می‌زنم از رازی می گویند که آنها را در کودکی  قربانی کودک آزاری کرده است و اصرار می‌کنند ، این موضوع را با همسرشان مطرح نکنیم .حتی وقتی که دکتر به آنها راهکارهایی را تجویز می‌کند باز هم در برقراری روابط جنسی با همسرانشان بسیار ضعیف عمل می‌کنند. حس و هیجانشان را پنهان می کنند و نمی توانند بروز دهند زیرا زمانی که نباید به آن ها تجاوز شده است. این نوع برخورد آنها با ارتباطات زناشویی به حتم مرد را خسته می کند و روند زندگی در مسیر طلاق های دادگاهی و عاطفی کشیده می شود.

این جامعه شناس با ابراز تاسف از برخوردهای غلطی که هنوز هم با قربانیان این فجایع وجود دارد گفت: برخی از زنان اتفاقاتی از این دست که برایشان رخ دادخ  را با دیگران مطرح کرده‌اند، اما نتیجه‌‌اش این شد که رویشان اسید ریخته‌اند، آتششان زده‌اند و مادر یا پدرشان آن ها را کشته‌اند.

او در پایان درباره تاثیر مخرب اینگونه تعرض ها بر پسر بچه ها و ادامه روند زندگیشان نیز چنین گفت:  بعضی از پسرانی که در کودکی مورد تعرض قرار گرفته اند  که تعدادشان هم خیلی زیاد است وقتی این بلا به سرشان می‌آید در سنین نوجوانی و جوانی تمایل دارند به افراد ضعیف تر از خود تعرض کنندواین نوعی رفتار انتقامجویانه است . اکثر این افراد  عاشق می شوند ولی عشقشان را رها می‌کنند و از جنس خودشان متنفر می شوند. دختران در نمود فرار و خودکشی خودشان را نشان می‌دهند و پسرها در مرحله انتقام. 95 درصد پسرانی که دیگران را مورد تعرض قرار می دهند خودشان در کودکی مورد تجاوز قرار گرفتند اما از سوی یک نفر ولی خودشان به چند نفر آسیب می‌زنند. نا گفته نماند زمانی که این پسران در کودکی قربانی شده ، نکته مهم این است که این پسران قربانی شده در کودکی به بزرگسالی هم می رسند ، ازدواج هم می کنند باز تمایل دارند این رفتار خشونت آمیز  را با دیگران داشته باشند زیرا  شعله انتقامشان هیچ وقت خاموش نمی‌شود.