به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا، اهمیت جوانان و نقشی که در رخدادهای مهم ایفا می‌کنند بر کسی پوشیده نیست. در طول تاریخ هر ملتی اگر دوران شکوهمند و زرینی داشته در سایه‌ی جوانانش بوده و اگر توانسته بر موانع مسیر پیشرفت خود فائق آید این تفوق را مرهون همت و اراده‌ و خستگی‌ناپذیری جوانان بوده است. تاریخ سرزمین ما نیز گواه این مدعاست. از دوره‌های شکوهمند عصر زرین تمدن ایران تا به امروز می‌توانیم مشاهده کنیم که هرگاه جوانان اراده کرده‌اند توان تاثیرگذاری و تعیین کنندگی داشته‌اند. شاه اسماعیل صفوی در زمان تاجگذاری‌اش تنها 25 سال داشته‌است، عباس میرزا در جوانی و در همان سن و سال به شهریاری آذربایجان رسید و بر اساس مستندات حمایت هیئت حاکمه را به‌صورت کامل در زمان گماشته شدن به حکومت آذربایجان داشت و می‌دانیم که چگونه به نیکی از او یاد می‌شود. نظایر این‌ها در طول تاریخ فراوان‌اند و تا همین امروز هم که می‌رسیم شاهد هستیم که وقتی جوانان شاکله‌ی خیزش و حرکتی باشند قطعا به نتیجه می‌رسد و شاهد بزرگ امروزی برای این مدعا انقلاب اسلامی است. بعد از آن در زمان جنگ و در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی شاهد بوده‌ایم که چگونه وقتی جوانان میدان‌داری می‌کنند موثر هستند و باعث پیشبرد امور می‌شوند. از جنگ تحمیلی تا انتخابات‌های بزرگی که جوانان سرنوشت آن را رقم زده‌اند. همه شاهدی بر این ادعا هستند. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هم جوانان قدرت خود را نشان دادند و با مشارکت خود توان بالایشان را اثبات کردند.

اما همه‌ی این موارد به این معنی نیست که فعالیت جوانان تنها در جهت پیشرفت ارتقاء فرهنگ و تمدن می‌تواند باشد. در همین سال‌ها شاهد هستیم انواع و اقسام حرکت‌های افراطی با ترکیبی کاملا جوان و حتی نوجوان ظاهر می‌شوند. باید توجه کرد که تمامی اطراف ذی ربط این پدیده‌ها جوانان هستند، چه افرادی به این گروه‌ها می‌پیوندند، چه افرادی که تحت پرچم کشورها با این گروه‌های افراطی مبارزه می‌کنند و چه شهروندانی که قربانی رفتارهای خشونت‌بار و افراطی چنین گروه‌هایی می‌شوند همه در بازه‌ی سنی جوانان قرار دارند. بنا بر این اینگونه نیست که ما تصور کنیم صرف اینکه جمعیت جوان زیادی داریم می‌تواند مزیت محسوب شود، بلکه این جمعیت جوان اگر در ارتباط با منافع ملی و مصالح عمومی جامعه‌ی خود قرار نگیرد می‌تواند منشا پسرفت جامعه هم باشد. کافیست مراجعه‌ای به آمار آسیب‌های اجتماعی و گروه‌های سنی درگیر آن‌ها داشته باشیم تا ببینیم چه درصدی از زندانیان و محکومان قضایی را جوانان تشکیل می‌دهند و این آمار در طول زمان نسبت به جمعیت چگونه تغییر کرده است.

به همین دلیل است که می‌گوییم وقتی صحبت از مطالبات حوزه‌ی جوانان می‌کنیم منظور ما مطالبات یک قشر خاص نیست، بلکه این مساله موضوعی ملی است، علل و عوامل و تاثیرات ملی دارد که بر همه اعم از پیر و جوان و نوجوان تاثیر می‌گذارد، مطالبه‌ای ملی است و چاره‌اندیشی و برنامه‌ریزی برای آن هم باید در سطح ملی و با نگاه ملی انجام شود. با توجه به این امر می‌توان اذعان کرد در شناسایی این مساله ضعف جدی وجود داشته است. متاسفانه مطالبات جوانان انتخابات زده شده‌اند و تنها در ستادهای انتخاباتی می‌توان به صورت جدی سراغی از آن‌ها گرفت و شاید قشری شدنِ تفسیرِ ما از این حوزه نیز به همین دلیل است؛ چرا که در زمان انتخابات هر مطالبه‌ای ذیل عنوان مطالبات قشر مثلا دانشگاهیان، فرهنگیان، صنعتگران و نظایر آن مورد توجه قرار می‌گیرد.

جوانان انگیزه و دلایل بیشتری برای آینده‌نگری دارند به همین دلیل است که همیشه توسعه را بیشتر مد نظر قرار می‌دهند. رویکرد جوانان در اداره‌ی امور منصفانه‌تر، صلح‌آمیزتر و عادلانه‌تر می‌تواند باشد. جوانان تمایل بیشتری به تعامل دارند چرا که زمان بیشتری برای بهره‌برداری از نتایج توسعه در اختیار آن‌هاست. در کشور ما تمایزی جدی بین توانمندی‌های جوانان در برقراری ارتباط با سایر فرهنگ‌ها و ملل با نسل‌های گذشته وجود دارد. این تمایز از آشنایی و تسلط ایشان به زبان‌های متعدد تا سازگاری‌پذیری و درک متقابل راحت‌تر و سایر ویژگی‌ها قابل ذکر است. در حال حاضر شاهد حضور جدی جوانان در عرصه فعالیت‌های اقتصادی هستیم. در این عرصه این خود جوانان بوده‌اند که میدان را در اختیار گرفته‌اند. بنگاه‌هایی که حوزه‌ی فعالیت‌آن‌ها فناوری‌های پیشرفته است عمدتا بنیانگذاران و کارکنان جوان دارند. تقریبا تمامی شرکت‌های کوچک و متوسط که می‌توان گفت بخشی از پارادایم توسعه‌ی امروز را تشکیل می‌دهد متکی به نیروی جوان هستند و این از سیلیکون ولی تا آنچه در ایران شرکت‌های دانش‌بنیان خوانده می‌شودرا شامل می‌شود و کسی یا نهادی جز خود جوانان این موقعیت‌ها و فرصت‌ها را ایجاد نکرده‌است. از اینجا می‌توانیم نتیجه بگیریم خاستگاه هر پیشرفتی در حوزه جوانان خود جوانان خواهند بود. دولت به معنای کلی در این زمینه تنها می‌تواند و موظف است بستر این فعالیت را از موانع خالی کند. یکی دیگر از وظایف دولت‌ها ارائه‌ی آمار و اطلاعات مربوط به حوزه‌هاست که در این زمینه ضعف جدی وجود دارد. متاسفانه شاخص‌های علمی در این حوزه عمدتا ضعیف هستند و کمتر از سایر آمارها قابل استناد و اتکا هستند.