سال گذشته زمانی که شهردار لاله زار اعلام کرد که به گردشگران هنگام ورود به لاله زار یک کیسه زباله می دهد تا پس از گردش پس مانده های غذای خود را در آن ریخته و تحویل دهند و هنگام تحویل یک شیشه گلاب هدیه دریافت می کنند (کرمان امروز 25/3/95) نشان داد که شهرداران هم وارد عرصه زیباسازی محیط شده اند. شاید کار این شهردار باعث شود که فرهنگ رها نکردن زباله در طبیعت نهادینه شود. اما چرا باید مردم برای دریافت یک شیشه گلاب محیط زندگی خود را آلوده نسازند، علت در ضعف آموزش است. هر چه ما از بی فرهنگی می کشیم ریشه در عدم آموزش دارد. آموزش ها به مدرسه و دانشگاه خلاصه نمی شود. غیر از آموزش های رسمی که در کودکستان و دبستان تا دانشگاه داده می شود و باید در فرایند آن دانش آموز بداند که باید طبیعت و محیط زیست خود را دوست داشته باشد و باید در نظافت و زیبایی آن بکوشد،  برای ایجاد فرهنگ حفظ محیط زیست نیاز به آموزش های دیگر هم هست. خانواده، جامعه، روزنامه ها، مجله ها، صدا و سیما و تازگی ها اینترنت هم باید مردم را آموزش بدهند. اگر کودکان در کودکستان یاد بگیرند که باید محیط زندگی خود را تمیز نگه دارند و از تخریب آن جلوگیری کنند هنگامی که بزرگ شدند آن را رعایت خواهند کرد. روزی که مهندس معدن هم شوند قبل از استفاده سود در فکر محیط زیست خواهند بود.

در جهان امروز سرمایه داری با خصلت سود خواهی هیچ مرزی را نمی شناسد. برای به دست آوردن سود دریاها و اقیانوس ها را آلوده می کند. با مین و بمب و گلوله زمین را چرکین می کند و انسان برایش ارزش ندارد. هنگامی که آدم ها را در خانه خودشان بدون گناه با بمب می سوزانند و به این سوختن هم افتخار می کنند دیگر نمی توان انتظار داشت که به درخت و جنگل و دریا فکر کنند. اما این جنایتکاران که برای فریب مردم کنفرانس و سمینار برگزار می کنند و روز دیگر شهرها و جنگل ها و بیابان ها را بمباران می کنند در عین آنکه خیلی قدرتمند به نظر می رسند اما ناتوان هستند. آنها یک مشت آدم های زبون و بدبخت هستند که نان نادانی مردم را می خورند. کسی که راننده تانک است و شهری را نابود می کند، سربازی که در توپخانه بدون آگاهی و شناخت دشمن و ماهیت جنگ خدمت می کند، خلبانی که بر سر مردم بمب می ریزد عضوی از اقیانوس مردم هستند. این افراد سرمایه دار و صاحب منافع نیستند اینها هم قربانی می شوند. اگر روزی آگاه شوند و ماشه تفنگ را بدون اندیشه نکشند اگر کارگران کارخانه های اسلحه سازی بدانند به دشمنان مردم و به دشمنان طبیعت خدمت می کنند هرگز چرخ کارخانه را نمی گردانند. آنگاه از قدرتمندان زالوصفت کاری ساخته نیست.

برای حفظ محیط زیست راهی جز آگاه کردن مردم نیست. برای حفظ محیط زیست باید آستین ها را بالا زد و با هم بود و کوه شاه کویر لوت را حفظ کرد. تا به سرنوشت دریاچه ارومیه دچار نشود.

این روزها گاهی دختر و پسر جوانی را در پارک مادر می بینیم که چوب بستنی خود را به دست می گیرند تا به سطل زباله بریزند و این طلوع یک فرهنگ زیباست. آن را گسترش دهیم تا فردا دیگر نخوانیم :

آخرین برگ سفرنامه باران این است

که زمین چرکین است!