همواره صدای فردوسی بزرگ در جامعه طنین‌انداز است که می‌گوید:

 توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود

و در جای دیگر حکیم فرزانه توس از کفشگری می‌گوید که در ازای پرداخت مبلغی کلان به خزانه شاه ساسانی خواستار آن شد که فرزندش در جرگه دبیران پذیرفته شود ولی سیاست طبقاتی جامعه ساسانی تقاضای او را رد کرد و او نیز در حسرت بیسواد بودن و بیسواد ماندن فرزندش سالها سوخت و سوخت و همین سیاست طبقاتی تحصیلاتی باعث شد که پس از حمله اعراب فرهنگ ما دستخوش تحول گردد. این حدیث بیقراری تحصیلات و درس خواندن قرنهاست که در جامعه ما حضور پررنگی دارد ودر هر عرصه و نسلی به شکلی در آمده است و نوابغ بسیاری به واسطه دور بودن از کانون آموزش یا عدم دسترسی به آن ناکام ماندند که ماندند و شنیدنی‌ترین ماجرا درس خواندن قائم مقام فراهانی از پشت حجره مکتب خانه فرزندان قاجار بود که سرانجام او به مقام صدارت رسید و منشاء خدمات شایانی شد و تحول عظیم در خط و نگارش فارسی به وجود آورد که کتاب «منشات» نمونه بارز آن است.

و در این دور و زمانه در آن عصر انفجار اطلاعات و در این روزگاری که بیسوادی ننگ حکومتهاست در جامعه می‌توانیم به وضوح تبعیض تحصیلاتی را ببینیم که بخشی از آن در مقوله شهریه خلاصه شده است. به راستی چه تفاوتی بین مدارس دولتی، نمونه دولتی، غیرانتفاعی و غیره وجود دارد؟ به راستی آیا دریافت شهریه های چند صدهزار تومانی و در برخی موارد میلیونی نشان واقعی تبعیض تحصیلاتی نیست؟ آیا وقت آن نرسیده که موضوع انشا علم بهتر است یا ثروت دیگر از دفترها برود؟ چه هنگامه‌ای است و چه دردی است درد خرداد ماه و هنگامه ثبت نام دانش آموزان!

به راستی آیا کسی که توان پرداخت شهریه‌های آنچنانی را ندارد چه باید بکند؟ معنی رشد استعدادها و پرورش استعدادهای درخشان چیست؟ همیشه در لابلای روزنامه‌ها می‌خوانیم که مدارس دولتی نباید شهریه دریافت کنند و پیامهای زیادی شنیده می‌شود که می‌گیرند! چه کسی باید این تبعیض را برطرف کند چه مرجعی باید به بررسی موضوع آموزش در کشور در تمامی سطوح بپردازد؟

کدام سازمان یا وزارتخانه باید افزایش سالانه شهریه مراکز آموزش و دانشگاهها اعم از دانشگاه آزاد، پیام نور، شبانه و غیره را بررسی کند و به فریادهای بحق مردم جواب بدهد؟

چه کسی باید سره را از ناسره تشخیص دهد؟ اگر قرار باشد آموزش یکسان باشد پس چرا آنکس که پرمایه‌تر است از دانشگاهها فارغ‌التحصیل می‌شود و دانشگاههای دولتی هم حدیث دیگری است سالهاست که چرخه زندگی مردم و آموزش در تمامی سطوح و درد دلها ادامه دارد آیا موقع آن نرسیده که به این معضل خاتمه داده شود. به راستی نسل آینده چگونه قضاوت خواهد کرد؟

چه کسی جواب شرمندگی خانواده‌هایی را می‌دهد که دستشان به سختی به دهانشان می‌رسد چه کسی فریاد جوانان روستایی و شهری را می‌شنود که فقط و فقط به خاطر بی‌پولی قادر به ادامه تحصیل نیستند؟ تا کی این وضعیت شهریه سر و سامان می‌گیرد؟ آیا اگر فردوسی امروز زنده بود می‌گفت که توانا بود هر که دانا بود؟ و یا اگر معلمین انشاء را آزاد بگذاریم خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند که علم بهتر است یا ثروت و این موضوع را به مسابقه انشاء نخواهند گذاشت. به امید روزهای بهتر و لبخند بر لب دانش‌آموزان و دانشجویان.