به گزارش خبر گزاری برنا در هرمزگان، مددجو م _ خ فرزند علی 54 ساله  که روزگاری برای خودش اعتباری داشت و  از طریق حقوق بازنشستگی امرار معاش میکرد و دارای دو فرزند حدود 15 ساله میباشد برای ما از روزگار تلخ زندان از پشت میله ها میگوید.

در دیداری که با او داشتیم از دوری زن و فرزند و الان که حدود 10 ماه است در زندان بسر می برد ، به علت تورم و گرانی از اینکه آرزوهای برباد رفته او در ساخت زمینی که تنها ارث او از این روزگار بود او را به زندان روانه کرد تنها آه و افسوس را با خود به همراه داشت و نگاهش هر روز به درهای بسته زندان و کمک خیرین بود صحبت میکند.

مددجو م . خ که به درجه جانبازی هم نایل شده است از تصمیمش نسبت به ساخت ساختمان واحد مسکونی 4 واحدی برای آینده فرزندانش میگوید  که شاید سرپناهی را بتواند احداث کند .

از بد روزگار و عدم همکاری به موقع تسهیلات بانکی و امید به تسهیلات کم بهره بافت فرسوده با چشمانی گریان سخن به زبان می آورد و ادامه می دهد چون نقدینگی ام محدود بود و با خیال واهی به پرداخت به موقع وام بانکی دل خوش بودم اما مجبور شدم 3 واحد را به علت بدهکاریم برای خرید مصالح ساختمانی و دستمزد کارگران به قیمت پایین پیش فروش نمایم که متاسفانه به علت تورم و گرانی مصالح ساختمانی با هر بدبختی و قرض  که شده واحدها را  ناقص تحویل دادم و به همین منظور با شکایت خریداران و با بدهی بالغ بر 152 میلیون تومان روانه زندان شدم و تمامی رویاها و آرزوهایم بر باد رفت و در این سن بعد از عمری آبرو پشت میله های زندان امیدم تنها به کمک خیرین و مساعدت ستاد دیه است                                                    

حالا که ستاد دیه با صلح و سازش و جلسات پی در پی و دعوت از شکات پرونده بصورت متوالی در حال تلاش است تا زمینه استخلاصش را فراهم نماید بعد از مدت 10 ماه از مجموع بدهی عنوان شده حدود 70 درصد ( مبلغی بالغ بر یک میلیارد ریال ) را از شکات تخفیف رضایتمندانه اخذ میکند و مبلغ 75 میلیون ریال بصورت بلاعوض بنیاد شهید وامور جانبازان مهیا می شود و 167 میلیون ریال بلاعوض شیوه نامه ستاد دیه کشور و 58 میلیون ریال بلاعوض منابع استانی ستاد دیه فراهم میشود و مانده بدهی که 210 میلیون ریال بود با وساطت ستاد دیه، توسط مددجو که با شکات بصورت اقساط ماهیانه به توافق رسیدند بعد از آزادی پرداخت خواهد شد.                                                                         

امروز که شنبه 23/5/95 است بعد از گذشت 10 ماه خوشحالی و سرور در چهره غمزده مددجو م_خ نقش میبندد که گویا دنیا را به او دادی . ساعت 16 عصر بود که با حضور در زندان مرکزی بندرعباس شاهد آزادیش بودیم تا او را به آغوش گرم خانواده اش برسانیم و دنیای تیره و تار او را در شب ولادت امام رئوف و مهربانی به نسیم آزادی مبدل کنیم.        

اگر بگوییم  ستاد دیه به راستی احیاء کننده جانهاست بی شک بیهوده نگفته ایم .