سارینا شجاعیان، در این نامه که تصاویر آن بر روی پرتال اطلاع‌رسانی محیط زیست استان فارس قرار دارد، قاتل پدر را به خدا سپرده است.
او نوشته؛
"سلام بابایم
سلام عزیزتر از جانم
بابایم من سارینا هستم. روزها زل زده‌ام به راهی که رفته‌ای ولی نیامدی، پلک‌هایم خشک شد اما بابا تو چرا بر نمی‌گردی.
بابا جون اون روز همه برای جشن تو آمده بودند و برای تو گریه می‌کردند اما خودت نبودی، بابا از هرکی سراغتو می‌گیرم، می‌گن تو رفتی بهشت، رفتی پیش خدا، اما باباجون تو بهشتو بدون من و محمدمهدی چطور می‌خواهی.
بابا می‌گن تو روزه بودی و با زبون روزه شهید شدی، چرا خدا کاری نکرد، بابا چرا قاتل تو من و محمدمهدی را بی پدر، مادرم را بی شوهر، اقواممونو داغدار و شهرمونو سیاهپوش کرد، بابا نمی‌دونم قاتل تو چرا به قلب پاکت شلیک کرد. توکه خیی مهربون بودی، نفرین به او، اما باز به خدا می‌سپارمش.
بابا من و محمدمهدی خیلی دلمون برات تنگ شده، خواهش برگرد. من چطور روزها را بدون تو در انتظار تو سرکنم، باباجون می‌دونم که بر نمی‌گردی ولی خیلی مواظب خودت باش، من و محمدمهدی خیلی دوستت داریم
خداحافظ بابای مهربونم
خداحافظ"