این که هدف معماری طراحی بنا است، غیر‌قابل‌قبول نموده و ما را به بن‌بست می‌کشاند شاید بدین خاطر که به نظر می‌رسد معماری باید چیزی فراتر از طراحی صرف ساختمان‌ها باشد یا شاید دلیل، آن باشد که ما را وادار به کندوکاو بیشتری برای درک مفهوم ساختمان به جای درک مفهوم معماری می‌کند.

به گزارش خبرگزاری برنا در آذربایجان شرقی، شاید بتوان معماری را چیزی شبیه یک زبان تلقی کرد و نسبت مکان به معماری را همانند معنای یک زبان دانست.

معماری همچنان که زبان، دارای الگوها و نظام هایی است که در قالب ترکیب‌های گوناگونی که شرایط محیطی طلب می‌کند تجلی می‌یابد.

شاید مهم ترین برداشت از ایده های معماری به مثابه هویت بخشی مکانی، بیشتر با این ایده همساز باشد که معماری محصول مشارکت جمعی است و نه حاصل کار یک نفر، بنابراین برخلاف نقاشی و مجسمه سازی که گفته می شود حاصل نبوغ فکری فردی است، معماری در مشارکت طراح و مخاطب معنی می یابد.

معماری با مردم و برای مردم انجام می پذیرد، مردمی که نیازها و خواسته ها و اعتقادات و آرزوهایی دارند و دارای حساسیت های زیبا شناختی هستند که تحت تاثیر گرما، لامسه، بو، صوت و محرک های بصری می باشند.

آبراهام مزلو، نظریه پرداز کلاسیک مدیریت در مورد نیازهای اساسی انسان هرمی را مطرح نموده که به هرم مزلو (هرم نیازهای انسان) معروف است و در این هرم نیازهای انسان به این ترتیب طبقه بندی می شود:

1-نیازهای زیستی

2_نیازهای امنیتی

3-نیازهای اجتماعی

4-نیاز به احترام

5-نیاز به خود شکوفایی

رابطه بین نیازهای انسان و چگونگی پاسخگویی معماری به این نیازها را اینگونه می توان بیان نمود:

نیازهای زیستی: نیازهای زیستی را به دو بخش عوامل فیزیولوژیکی و عوامل محیطی یا اقلیمی می توان تقسیم کرد که معماری می تواند در طراحی بنا با در نظر گرفتن این عوامل پاسخگوی نیازهای زیستی انسان باشد.

برای هر کدام با ذکر مثال می توان اینگونه بیان کرد؛

نیاز فیزیولوژیکی مانند خواب که با طراحی اطاق خواب مناسب با ابعاد انسانی این نیاز را به حد کافی تامین کند.

عوامل محیطی مانند نیاز به نور خورشید که در حالت حد اکثر به داخل بنا انتقال داده شود.

نیازهای امنیتی: بنا را به دو بخش تشکیل دهنده عناصر معماری و عناصر سازه ای تقسیم می کنیم که معماری با توجه به این دو بخش با رعایت اصول فنی و ایمنی به کاربردی بودن و استحکام بنا معنی می بخشد.

نیازهای اجتماعی: توجه به هویت عمومی در معماری با این امر که هر منطقه یا شهری دارای هویت منحصر به فردی است که در طراحی بناها می تواند نمود پیدا کند.

نیاز به احترام: شاخص شدن هویت فردی با توجه به رعایت حریم شخصی در طراحی بنا و عدم اشرافیت در جاگذاری بازشوها قابل دستیابی است.

نیاز به خود شکوفایی: رشد و پیشرفت و تکامل در سایه طراحی مناسب و ایجاد فضای آرام و پویا امکان پذیر می باشد.

پاسخ گویی معماری موجود در ایران به این نیازها کامل نیست و فقط نیازهای زیستی و امنیتی را شامل می شود که در کل، خانه مسکونی را تبدیل به سرپناه می کند و سه نیاز اجتماعی و احترام و شکوفایی پاسخی ندارد که این امر باعث می شود وجوه انسانی معماری نادیده گرفته شود  که معماری موجود ما معماری منهای انسان باشد. / حسین درسخوان